

![]() عبدالقیوم میرزاده کتاب تعصب،ماهیت و پیامد های آن : به ادامهٔ عنوان تعصب زبانی_قسمت شانزدهم |
![]() سمیع عدیل پشت پرده یک قتل مرموز سیاسی |
پنجشنبه ۱۵ اسد ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با ۶ اګست ۲۰۲۶ میلادی
سازمان ملل: واگذاری کرسی افغانستان به طالبان در دستورکار نیست
به گزارشخبرگزاری تسنیم ، «فرهان حق»، معاون سخنگوی دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد در حال حاضر هیچ حرکتی از سوی کشورهای عضو این سازمان برای واگذاری کرسی افغانستان به حکومت طالبان در جریان نیست.
فرحان حق در نشست خبری سازمان ملل در پاسخ به پرسشی درباره احتمال واگذاری کرسی افغانستان به طالبان گفت تصمیمگیری درباره بهرسمیت شناختن دولتها بر عهده کشورهای عضو است، نه سازمان ملل.
وی افزود: این تصمیمات توسط دولتها اتخاذ میشود و ما دولت نیستیم. این کشورها هستند که تعیین میکنند چه کسی را بهعنوان دولت افغانستان به رسمیت بشناسند.
معاون سخنگوی دبیرکل سازمان ملل همچنین تأکید کرد تا جایی که اطلاع دارد، در میان کشورهای عضو هیچ اقدامی برای واگذاری کرسی افغانستان به طالبان وجود ندارد.
با گذشت پنج سال از تسلط طالبان بر افغانستان، تنها روسیه حکومت طالبان بر این کشور را بهرسمیت شناخته است، اگرچه کشورهای دیگر نیز با کابل روابط دیپلماتیک برقرار کردهاند.
جامعه جهانی به رسمیت شناختن حکومت طالبان را به موضوعاتی مانند رعایت حقوق بشر، تشکیل حکومت فراگیر و مقابله با تهدیدهای امنیتی مرتبط دانسته است. در مقابل، طالبان واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل، حذف نام مقامهای خود از فهرست تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدود شده افغانستان را از خواستههای اصلی خود عنوان کرده است.
تحولات بدخشان از اعتراضات محلی عبور کرده؛ طالبان با چالش بزرگی روبهرو است
حمید بابک، دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل افغانستان، در گفتوگو با ایراف میگوید تحولات اخیر در بدخشان دیگر صرفاً در قالب اعتراضات اجتماعی و محلی قابل تحلیل نیست، بلکه به سمت یک رویارویی سازمانیافته میان طالبان و جبهههای مخالف این گروه پیش رفته است. به گفته بابک، مجموعهای از عوامل اقتصادی، قومی، فرهنگی و سیاسی در کنار برخوردهای امنیتی طالبان، زمینه شکلگیری موج جدیدی از نارضایتیها و فعالیتهای مسلحانه در این ولایت را فراهم کرده است.
حمید بابک با اشاره به تغییر ماهیت اعتراضات و درگیریها در بدخشان گفت: «اعتراضات اخیر در بدخشان شکل جدیدی پیدا کرده و دیگر نمیتوان آن را مانند اعتراضاتی دانست که در یکی دو سال اخیر در برخی شهرستانها مانند ارگو رخ داد.»
وی افزود: «در گذشته بیشتر شاهد اعتراضات محلی و مطالبات اجتماعی بودیم، اما امروز شرایط متفاوت شده است. اکنون موضوع تنها اعتراض نیست، بلکه در بخشهایی از بدخشان شاهد جنگ علنی میان طالبان و جریانهای مخالف هستیم.»
این تحلیلگر مسائل افغانستان ادامه داد: «جبهههای مخالف طالبان در این منطقه بهصورت آشکار اعلام موضع کردهاند، بیانیه منتشر میکنند، پرچم خود را دارند و مبارزه مسلحانه علیه طالبان را دنبال میکنند. بنابراین نمیتوان این وضعیت را صرفاً یک نارضایتی محلی دانست.»
بابک تصریح کرد: «اعتراضات مردمی و محلی بخشی از این مسئله است، اما بخش بزرگتر موضوع به رویارویی نظامی و شکلگیری جبهههای مختلف برمیگردد. در ماههای اخیر ما شاهد جنگ رو در رو میان طالبان و نیروهای مخالف بودهایم.»
وی با اشاره به تحولات میدانی اخیر اظهار داشت: «در هفتههای گذشته شهرستان یفتل برای مدتی سقوط کرد؛ این اتفاق بدون درگیری گسترده و خونریزی رخ داد و نیروهای مخالف پس از آن به مواضع خود بازگشتند. همچنین در شهرستان زیباک نیز درگیریها شدت گرفته و این جنگ همچنان ادامه دارد.»
به گفته بابک، «این تحولات نشان میدهد که مسئله بدخشان فراتر از یک اعتراض محدود اجتماعی است و باید آن را در چارچوب یک بحران امنیتی گستردهتر بررسی کرد.»
این دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران با اشاره به عوامل شکلگیری نارضایتیها در بدخشان گفت: «به نظر من دو عامل بسیار مهم در تحولات کنونی این ولایت نقش دارد؛ عامل اقتصادی و عامل قومی و هویتی.»
وی درباره عامل اقتصادی توضیح داد: «بدخشان طی سالهای اخیر به یکی از ولایتهای مهم افغانستان از نظر منابع معدنی تبدیل شده است. معادن طلا، لاجورد، زمرد و دیگر منابع طبیعی در این منطقه وجود دارند و فعالیتهای معدنی گستردهای در آن جریان دارد.»
بابک افزود: «اما مشکل اصلی این است که در بسیاری از موارد استخراج معادن به شکل غیرمعیاری، غیرقانونی و تخریبی انجام شده است. این موضوع باعث آسیب به زمینهای کشاورزی، باغها و مناطق بومی شده و نارضایتی مردم محلی را افزایش داده است.»
وی ادامه داد: «بخشی از مردم احساس میکنند منابع طبیعی منطقهشان بدون اینکه منافع آن به مردم محلی برسد، در اختیار گروهها و افراد دیگر قرار گرفته است. همین مسئله به یکی از عوامل مهم اعتراضات تبدیل شده است.»
این تحلیلگر مسائل افغانستان در ادامه به عامل هویتی اشاره کرد و گفت: «بحث قومی و هویتی در افغانستان موضوعی ریشهدار است و متأسفانه در دوره طالبان نیز این حساسیتها افزایش یافته است.»
وی اظهار داشت: «در بدخشان موضوع زبان، فرهنگ و تنوع مذهبی اهمیت زیادی دارد. طالبان با نوع نگاه و روایت خاص خود، باعث تشدید برخی نگرانیهای هویتی شدهاند.»
بابک افزود: «در این ولایت، جامعه شیعیان اسماعیلی و شیعیان دوازدهامامی حضور دارند و متأسفانه در سالهای اخیر مواردی از فشار و برخورد با این گروهها گزارش شده است. چنین مسائلی میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند.»
وی همچنین درباره مسئله زبان گفت: «بدخشان یکی از مناطق مهم زبان فارسی و از خاستگاههای تاریخی این زبان است. هرگونه بیاحترامی به زبان و فرهنگ مردم منطقه، طبیعی است که باعث افزایش احساس نارضایتی و بیگانگی شود.»
حمید بابک درباره ماهیت گروههای مخالف طالبان در بدخشان گفت: «وقتی از جبههها صحبت میکنیم، منظور جریانهایی است که دارای ساختار، ادبیات و برنامه مشخص هستند.»
وی افزود: «در حال حاضر جبهه آزادی، جبهه مقاومت ملی، سپاهیان میهن و برخی گروههای کوچکتر در بدخشان فعالیت دارند. برخی از این جریانها هنوز هویت خود را بهصورت رسمی اعلام نکردهاند، اما فعالیتهای آنها در مناطق مختلف دیده میشود.»
این پژوهشگر حوزه افغانستان با اشاره به گستره فعالیت این گروهها گفت: «این تحولات محدود به یک نقطه خاص نیست. در دو ماه اخیر در مناطقی مانند کشم، زیباک و یفتل نمونههایی از درگیریهای مسلحانه دیده شده است.»
وی درباره احتمال شکلگیری جبهه جدید علیه طالبان اظهار داشت: «به نظر من در شرایط فعلی ضرورت چندانی برای ایجاد یک جبهه جدید وجود ندارد، بلکه مهمتر از آن، احتمال نزدیک شدن و هماهنگی میان جبهههای موجود است.»
بابک افزود: «افزایش نارضایتیها و انباشته شدن مشکلات میتواند باعث شود این جریانها همکاری بیشتری با یکدیگر داشته باشند و فشار بیشتری بر طالبان وارد کنند.»
این تحلیلگر مسائل افغانستان درباره وضعیت داخلی طالبان در بدخشان گفت: «واکنش طالبان به اعتراضات در سالهای اخیر عمدتاً امنیتی و همراه با سرکوب بوده است. در برابر مبارزه مسلحانه نیز پاسخ طالبان شدیدتر شده است.»
وی ادامه داد: «اما همین رویکرد باعث ایجاد شکافهایی در داخل ساختار طالبان در بدخشان شده است.»
بابک توضیح داد: «میان طالبان محلی بدخشان و نیروهایی که از خارج این ولایت برای مدیریت امور آمدهاند، فاصلههایی ایجاد شده است. بسیاری از پستهای مهم مانند والی، فرماندهی امنیه، استخبارات و ریاست معادن در اختیار نیروهای غیرمحلی قرار دارد.»
وی افزود: «این مسئله باعث شده بخشی از نیروهای محلی طالبان نیز احساس نارضایتی کنند و حتی پیامهای انتقادی از سوی برخی فرماندهان منتشر شود.»
حمید بابک با اشاره به اهمیت راهبردی بدخشان گفت: «این ولایت نه تنها برای طالبان، بلکه برای کل افغانستان اهمیت ویژهای دارد. بدخشان با چین، پاکستان و تاجیکستان مرز مشترک دارد و موقعیت جغرافیایی آن بسیار حساس است.»
وی افزود: «جغرافیای کوهستانی و پیچیده بدخشان باعث شده کنترل کامل این منطقه برای هر حکومتی دشوار باشد.»
بابک ادامه داد: «طالبان نیز با وجود حضور نظامی گسترده، نمیتوانند بهسادگی همه مناطق کوهستانی را کنترل کنند یا نیروهای مخالف را بهطور کامل از بین ببرند.»
این دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران گفت: «حملات اخیر به مراکز دولتی، درگیری در شهرستانهای مختلف و تلاش برای نزدیک شدن به مرکز ولایت نشان میدهد که بدخشان به یک چالش جدی برای طالبان تبدیل شده است.»
وی افزود: «اگر ارتباط میان جبهههای فعال در بدخشان با نیروهای مخالف در مناطقی مانند تخار، قندوز، بغلان و پنجشیر افزایش پیدا کند، فشار بیشتری بر طالبان وارد خواهد شد.»
بابک تأکید کرد: «در شرایط کنونی، افغانستان ممکن است در آستانه یک تحول جدید قرار داشته باشد و تحولات بدخشان میتواند یکی از نشانههای آغاز این تغییرات باشد.»
گفتنی است که ولایت بدخشان یکی از ولایتهای راهبردی افغانستان در شمالشرق این کشور است که به دلیل موقعیت جغرافیایی، مرز مشترک با سه کشور چین، پاکستان و تاجیکستان، منابع معدنی و سابقه تاریخی مقاومتهای محلی، همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان داشته است.
این ولایت در دورههای مختلف یکی از مناطق دشوار برای کنترل حکومتهای مرکزی بوده و ساختار کوهستانی آن امکان فعالیت گروههای مسلح را افزایش داده است. پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، افزایش محدودیتهای سیاسی، تغییرات مدیریتی و اختلافات اجتماعی، زمینه شکلگیری موجهای جدید نارضایتی در برخی مناطق این ولایت را فراهم کرده است.
نماینده پارلمان آلمان به افغانستان اینترنشنال: نگران اخراج بیشتر پناهجویان افغان هستم
اخراج ۳۱ شهروند افغانستان از میدان هوایی لایپزیگ به کابل، بهویژه حضور یک فرد بدون محکومیت کیفری در میان آنان، بحث درباره سیاست اخراج پناهجویان افغان در آلمان را وارد مرحله تازهای کرده است.
این نخستین بار از زمان بازگشت طالبان به قدرت است که آلمان یک پناهجوی عادی افغان را اخراج میکند. منتقدان میگویند این اقدام میتواند راه را برای اخراج شمار بیشتری از پناهجویان ردشده به افغانستان، با وجود ادامه بحران حقوق بشری در این کشور، هموار کند.
کلارا بونگر، نماینده حزب چپ در بوندستاگ، و هلن رزنه، مدیر اجرایی «پرو ازول»، سازمان مدافع حقوق پناهجویان، در گفتوگوهای جداگانه با افغانستان اینترنشنال هشدار دادند که این اقدام میتواند نشانه گسترش دامنه اخراجها فراتر از مجرمان محکومشده باشد. در مقابل، حکومت آلمان میگوید اجرای احکام اخراج بخشی از سیاست تأمین امنیت عمومی و کنترول مهاجرت است.
براساس پاسخ حکومت فدرال آلمان به پرسش کلارا بونگر و فراکسیون حزب چپ، تا ۱۹ جون ۲۰۲۶ در مجموع ۱۹۶ شهروند افغانستان پس از بازگشت طالبان از آلمان اخراج شده بودند. با احتساب ۳۱ نفری که هفته گذشته از لایپزیگ به کابل فرستاده شدند، شمار اخراجشدگان به ۲۲۷ نفر رسیده است.
همزمان با انجام این پرواز، شماری از معترضان در میدان هوایی لایپزیگ تجمع کردند و با اشاره به وضعیت حقوق بشر و نبود امنیت در افغانستان، خواستار توقف اخراجها و پایان همکاری حکومت آلمان با طالبان شدند.
عادی شدن اخراجها
خانم بونگر اخراج پناهجوی رد شده را «غیرمسئولانه» توصیف کرد و گفت حکومت آلمان افراد را به کشوری بازمیگرداند که اداره حاکم در آنجا به شکنجه، بازداشت خودسرانه و نقض نظاممند حقوق بشر متهم است.
بونگر گفت نگرانکنندهترین بخش این تحول، احتمال گسترش دامنه اخراجها به افرادی است که مرتکب جرایم سنگین نشدهاند. به باور او، این موضوع نشان میدهد که اخراج شهروندان افغانستان میتواند به یک روند منظم تبدیل شود.
او همچنین تجمع اعتراضی در میدان هوایی لایپزیگ را «درست و ضروری» خواند و خواستار توقف روند اخراج شد.
هلن رزنه، مدیر اجرایی سازمان مدافع حقوق پناهجویان «پرو ازول»، نیز اخراج یک شهروند افغانستان بدون محکومیت کیفری را نشانه تغییر سیاست اخراج آلمان دانست.
او در پاسخ به افغانستان اینترنشنال گفت با انجام این اخراج، محدودیتی که پیشتر بازگرداندن افراد را به مجرمان محکومشده و کسانی که تهدیدی برای امنیت عمومی تلقی میشدند، عملاً از میان رفته است. به گفته او، این تصمیم میتواند راه را برای اخراج گروه گستردهتری از شهروندان افغانستان هموار کند.
رزنه گفت وزارت داخله آلمان ممکن است در آینده مردان مجرد افغان را که حکم قطعی خروج دارند، حتی اگر سابقه کیفری نداشته باشند، نیز اخراج کند. این تغییر به معنای کنار گذاشتن یکی از مهمترین محدودیتهای سیاسی برسر راه اخراج پناهجویان افغان است.
مجرمان باید کجا مجازات شوند؟
حکومت آلمان اخراج مجرمان را بخشی از سیاست حفاظت از امنیت عمومی میداند. وزیر داخله این کشور گفته است افرادی که در آلمان مرتکب جرم شدهاند و حق اقامت ندارند، باید این کشور را ترک کنند.
اما منتقدان میگویند مخالفت آنان با اصل مجازات مجرمان نیست، بلکه با محل اجرای آن است.
کلارا بونگر گفت هر فردی که مرتکب جرم سنگین شود، باید در برابر یک دادگاه مستقل محاکمه و مجازات قانونی خود را سپری کند، اما نباید به حکومتی تحویل داده شود که به گفته او، متهم به شکنجه و نقض گسترده حقوق بشر است.
بونگر گفت اگر اخراج یک فرد از نظر حقوقی ممکن نباشد، دولت آلمان باید از ابزارهای قانونی مانند اجرای مجازات، نظارت پس از آزادی و دیگر تدابیر قضایی برای مدیریت خطر استفاده کند، نه اینکه مسئولیت را به حکومتی دیگر واگذار کند.
او افزود: «سپردن مشکلات امنیتی به یک رژیم متهم به شکنجه، امنیت بیشتری ایجاد نمیکند.»
هلن رزنه میگوید پرو ازول اخراج افراد به افغانستان را با توجه به وضعیت کنونی این کشور، از نظر حقوق بشری غیرقابل توجیه میداند.
او به ماده سوم کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، ماده چهارم منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپا و اصل بینالمللی منع بازگرداندن اشاره کرد و گفت براساس این اصول، هیچکس نباید به کشوری فرستاده شود که در آن با خطر شکنجه یا رفتار غیرانسانی و تحقیرآمیز روبهرو باشد.
رزنه وضعیت افغانستان را «فاجعهبار» توصیف کرد و گفت طالبان با بازداشتهای خودسرانه، بدرفتاری، مجازاتهای بدنی در ملاءعام و محدود کردن آزادیهای اساسی حکومت میکنند. او افزود زنان و دختران نیز بهطور نظاممند از آموزش، کار و حضور در جامعه محروم شدهاند.
او تأکید کرد صرف اینکه فردی توانایی کار داشته باشد یا اعضای خانوادهاش در افغانستان زندگی کنند، نمیتواند دلیلی برای بازگرداندن امن و انسانی او باشد.
همکاری با طالبان؛ ضرورت یا امتیاز سیاسی؟
اخراج پناهجویان افغان، حکومت آلمان را ناگزیر کرده است برای تأیید هویت، صدور اسناد سفر و پذیرش افراد در کابل با طالبان در تماس باشد. مقامهای آلمانی تأکید میکنند این تماسها صرفاً فنی است و به معنای بهرسمیت شناختن حکومت طالبان نیست.
اما هلن رزنه این توضیح را کافی نمیداند. او میگوید همکاری با نمایندگان طالبان از مسائل اداری فراتر رفته و به ایجاد روابط کاری مستقیم با این گروه انجامیده است. به گفته او، این روند همچنین فعالیت قونسلی نمایندگان طالبان در آلمان را گسترش میدهد.
رزنه افزود هرچند این همکاری هنوز به معنای بهرسمیت شناختن رسمی طالبان نیست، اما از نظر سیاسی به این گروه اعتبار بیشتری میدهد و جایگاه آن را در عرصه بینالمللی تقویت میکند. او هشدار داد آلمان ممکن است به الگویی برای دیگر کشورهای اروپایی در برقراری روابط با طالبان تبدیل شود.
او همچنین گفت وابستگی آلمان به همکاری طالبان در روند اخراجها، این گروه را در موقعیتی قرار میدهد که از پذیرش افراد اخراجشده بهعنوان ابزاری برای فشار یا گرفتن امتیاز استفاده کند.
کلارا بونگر نیز خواستار شفافیت بیشتر حکومت آلمان شد. این نماینده پارلمان گفت حکومت باید جزئیات توافقهای خود با طالبان را در اختیار پارلمان قرار دهد و توضیح دهد افراد براساس چه معیارهایی برای اخراج انتخاب میشوند و آیا برای همکاری طالبان امتیاز یا تعهدی داده شده است یا خیر. به گفته او، حکومت همچنین باید روشن کند که آیا وضعیت افراد پس از رسیدن به کابل پیگیری میشود یا نه.
نگرانی از دسترسی طالبان به اطلاعات شخصی
فعالیت نمایندگان معرفیشده از سوی طالبان در نمایندگیهای افغانستان در آلمان، نگرانیهایی را درباره دسترسی این گروه به اطلاعات شخصی شهروندان افغانستان ایجاد کرده است.
هلن رزنه گفت شماری از افغانهای مقیم آلمان به پرو ازول گفتهاند نگراناند اطلاعاتی که برای دریافت خدمات قونسلی ارائه میکنند، در اختیار طالبان قرار گیرد.
به گفته او، پروندههای قونسلی شامل کاپی پاسپورت، عکس، نشانی، شماره تماس، اطلاعات خانوادگی و سوابق افراد است. او هشدار داد دسترسی طالبان به چنین اطلاعاتی میتواند برای مخالفان سیاسی، خبرنگاران، مدافعان حقوق بشر و دیگر افرادی که از این گروه گریختهاند، خطرساز باشد و حتی اعضای خانواده آنان را در افغانستان در معرض فشار قرار دهد.
رزنه افزود: «نباید از پناهجویان خواسته شود اطلاعات شخصی خود را در اختیار همان حاکمیتی قرار دهند که برای فرار از آن درخواست حمایت کردهاند.»
درخواست برای توقف اخراجها
کلارا بونگر و هلن رزنه هر دو خواستار توقف فوری اخراج شهروندان افغانستان شدهاند، اما استدلالهای متفاوتی مطرح میکنند.
حکومت آلمان میگوید اجرای احکام قطعی خروج، بخشی از سیاست کنترول مهاجرت و تأمین امنیت عمومی است. مقامهای این کشور تأکید دارند افرادی که حق اقامت ندارند و حکم اخراج آنان قطعی شده است، باید آلمان را ترک کنند.
در مقابل، بونگر و سازمان پرو ازول میگویند اجرای احکام اخراج باید با تعهدات حقوق بشری آلمان، از جمله اصل منع بازگرداندن و ممنوعیت شکنجه، سازگار باشد.
به باور آنان، اختلاف اصلی بر سر مجازات مجرمان نیست، بلکه بر سر محل اجرای آن است. آنان میگویند اگر بازگرداندن یک فرد او را در معرض شکنجه، بازداشت خودسرانه یا دیگر موارد نقض حقوق بشر قرار دهد، دولت آلمان نباید او را به افغانستان اخراج کند.
به گزارش ایراف، اتحادیه اروپا از آغاز یک برنامه حمایتی تازه در افغانستان خبر داده و اعلام کرده است که ۱۱ میلیون یورو برای تقویت بخش دامداری این کشور اختصاص داده است. این بودجه از مسیر برنامه همکاریهای توسعهای (DCA) هزینه خواهد شد و هدف آن، ارتقای سلامت دامها، توسعه خدمات دامپزشکی و افزایش توان تولیدی جوامع روستایی عنوان شده است.
بر اساس اعلام هیئت اتحادیه اروپا در کابل، این طرح حدود ۳۰۰ هزار خانواده را در ۱۷ ولایت تحت پوشش قرار میدهد؛ خانوادههایی که بخش عمده درآمدشان از دامداری تأمین میشود و در سالهای اخیر با مشکلات گسترده اقتصادی روبهرو بودهاند.
اتحادیه اروپا تأکید کرده است که این برنامه میتواند نقش مهمی در تقویت امنیت غذایی و ایجاد درآمد پایدار برای روستاییان داشته باشد.
یکی از محورهای اصلی این طرح، بهبود خدمات دامپزشکی است؛ حوزهای که به دلیل کمبود نیرو، محدودیت تجهیزات و شیوع بیماریهای دامی، با چالشهای جدی مواجه بوده است.
اتحادیه اروپا میگوید این کمکها برای کاهش بیماریهای دامی، افزایش بهرهوری تولیدات و جلوگیری از خسارتهای اقتصادی دامداران طراحی شده است.
اجرای این برنامه با همکاری نهادهای تخصصی از جمله کمیته هلندی برای افغانستان (DCA) انجام میشود؛ نهادی که سالها در زمینه دامپزشکی و آموزش نیروهای محلی فعالیت داشته و شبکه گستردهای از مراکز خدمات دامپزشکی را مدیریت میکند.
این همکاری قرار است به تقویت زنجیره ارزش دامداری، توسعه کسبوکارهای کوچک روستایی و افزایش مشارکت زنان و جوانان در فعالیتهای اقتصادی کمک کند.
دامداری یکی از ستونهای اصلی اقتصاد افغانستان به شمار میرود و میلیونها خانواده برای تأمین هزینههای زندگی و مواد غذایی به آن وابستهاند.
کارشناسان میگویند هرگونه سرمایهگذاری در این بخش میتواند تأثیر مستقیم بر افزایش تولید داخلی، کاهش وابستگی به واردات و بهبود وضعیت معیشتی روستاییان داشته باشد.
به گزارش ایراف، بر اساس ارزیابیهای صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل(یونیسف) و برنامه جهانی غذا، شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد در افغانستان طی ماههای اخیر افزایش چشمگیری داشته و وضعیت در بسیاری از ولایتها به مرحله «اضطراری» رسیده است.
خانوادههای فقیر بهدلیل کاهش درآمد و حذف وعدههای غذایی، بیشترین آسیب را متحمل شدهاند و کودکان زیر دو سال در معرض خطر جدی قرار دارند.
کاهش بودجههای بشردوستانه باعث شده دهها مرکز درمانی در سال گذشته تعطیل شود و هزاران کودک از دریافت درمان حیاتی محروم بمانند.
سازمانهای امدادرسان هشدار میدهند که ادامه این روند، برنامههای تغذیهای برای کودکان و مادران را مختل میکند و احتمال افزایش مرگومیر در ماههای آینده بسیار بالاست.
بحران سوءتغذیه تنها ناشی از کمبود غذا نیست. فقر گسترده، کاهش تنوع غذایی، شیوع بیماریهای واگیر، کمبود آب سالم و افت پوشش واکسیناسیون، همگی در تشدید وضعیت نقش داشتهاند.
شوکهای اقلیمی و بلایای طبیعی نیز فشار مضاعفی بر خانوادههای آسیبپذیر وارد کرده است.
در سهماهه نخست سال جاری، بیش از صد هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه حاد به مراکز درمانی مراجعه کردهاند، اما این مراکز تنها بخش محدودی از نیاز واقعی را پوشش میدهند.
در ولایتهایی مانند هلمند، قندهار و غور، وضعیت به مرحله هشدار رسیده و کودکان نیازمند درمان فوری هستند.
یونیسف و برنامه جهانی غذا تأکید دارند که بدون بازگشت کمکهای جهانی و سرمایهگذاری فوری در برنامههای پیشگیری، بحران انسانی افغانستان در ماههای آینده بهمراتب وخیمتر خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «راندهیر جیسوال»، سخنگوی وزارت خارجه هند در واکنش به اظهارات اخیر سخنگوی ارتش پاکستان درباره روابط دهلینو و کابل، اظهار داشت این سخنان بازتابدهنده احساس ناامنی و سرخوردگی پاکستان از روند رو به گسترش روابط هند و افغانستان است.
جیسوال در گفتگو با خبرنگاران در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات «احمد شریف چوهدری»، سخنگوی ارتش پاکستان گفت: چنین اظهارات و اظهارنظرهایی، به نوعی بازتابدهنده احساس ناامنی و سرخوردگی دولت پاکستان نسبت به روند مثبت روابط هند و افغانستان است.
این واکنش پس از آن مطرح شد که «احمد شریف چوهدری»، سخنگوی ارتش پاکستان با انتقاد از روابط هند و افغانستان، به اظهارات اخیر یکی از مقامهای طالبان درباره اشتراکات تاریخی و فرهنگی افغانستان و هند اشاره کرد و با استناد به تفسیری از یک آیه قرآن گفت مسلمانان نباید با «کافران» دوستی کنند.
وی همچنین با طرح این ادعا که حکومت طالبان به هند نزدیک شده است، مدعی شد رابطه میان طالبان و جریانهای حاکم در هند، رابطهای «ارباب و برده» است و حکومت طالبان را به فاصله گرفتن از اصول اسلامی متهم کرد.
اظهارات دو طرف در شرایطی مطرح میشود که روابط هند و حکومت طالبان طی سالهای اخیر روندی رو به گسترش داشته است. دهلینو اگرچه تاکنون حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته، اما از سال 2022 حضور دیپلماتیک خود را در کابل از سر گرفته و تماسهای سیاسی با مقامهای طالبان را افزایش داده است.
در ماههای اخیر، مقامهای طالبان از جمله وزیر خارجه، وزیر صنعت و تجارت و شمار دیگری از مقامهای افغان با مقامهای هندی دیدار کردهاند. همچنین هند کمکهای بشردوستانه خود به افغانستان را ادامه داده و دو طرف بر توسعه همکاریهای تجاری، سرمایهگذاری و استفاده از بندر چابهار برای تسهیل تجارت تأکید کردهاند.
کابل تشنهتر از همیشه؛ نگرانی از خشک شدن چاهها
اندپندنت فارسی : در پی کمآبی در بخشهایی از شهر کابل، ساکنان ساعتها برای دسترسی به آب منتظر میمانند. دهها بشکه زردرنگ روغن که خالی شدهاند، در بخشی از خیرخانه شهر کابل در نوبت قرار دارند تا با آبی پر شوند که از یکی از چاههای عمیق بیرون کشیده میشود. پر کردن این بشکههای خالی و صفهای طولانی باعث میشود که ساکنان ساعتها برای دریافت آب منتظر بمانند. ایستادن در نوبت برای دسترسی به آب از کاهش شدید منابع آب زیرزمینی شهر کابل حکایت دارد.
مشکل شدید کمآبی تنها به بخشی از خیرخانه شهر کابل محدود نمیشود و ساکنان دشت برچی در غرب کابل و چندین بخش دیگر از پایتخت افغانستان نیز با این مشکل مواجهاند. در این منطقه، مسئولیت آوردن آب به خانهها بیشتر بر دوش کودکان و نوجوانان است و آنان با کراچیهای دستی (فرغون)، آب مورد نیاز خانواده را تامین میکنند.
فیصل، یکی از ساکنان کوتل خیرخانه، به ایندیپندنت فارسی گفت که حفر چاه هزینه زیادی میطلبد و بهدلیل افزایش بیکاری و مشکلات معیشتی، قادر نیستند در خانه چاه عمیق حفر کنند. به همین دلیل، مجبورند ساعتها برای آوردن آب وقت صرف کنند.
او گفت: «آب پیدا نمیشود، مردم صبح خیلی زود میآیند و بشکههایشان را در نوبت میگذارند تا نوبتشان برسد. چاه خانه ما آب ندارد و خشک شده است.»
فرهاد، یکی دیگر از ساکنان شهر کابل، به ایندیپندنت فارسی گفت چاه خانهشان را تا عمق ۱۲۰ متری حفر کردهاند تا آب مورد نیاز خانوار را تامین کنند.
او گفت: «در فصل تابستان، چاه آب زیادی ندارد و بیشتر مواقع آب چاه تمام میشود و ما باید منتظر بمانیم که چاه دوباره آب بگیرد. میترسم سال بعد شاید چاه ما بهکلی خشک شود. هر سال آبهای زیرزمینی کم میشود.»
او نگران است که با خشک شدن احتمالی چاه آب خانهاش، مجبور شود هزینه هنگفتی برای حفر عمیقتر چاه و رسیدن به بستر آبهای زیرزمینی بپردازد، هزینهای که تامین آن در شرایط اقتصادی کنونی برایش دشوار است.
با افزایش جمعیت و گسترش ساختوساز در کابل، چاههای عمیق در گوشهوکنار این شهر حفر شدهاند و این روند باعث کاهش شدید منابع آب زیرزمینی و افت سطح این آبها شده است. برداشت گسترده آبهای زیرزمینی همچنان ادامه دارد و در حالی که کابل با بحران شدید کمآبی مواجه است، کسبوکارهایی مانند استخرهای شنا، سونا و دیگر مراکزی که مصرف آب زیادی دارند، بدون محدودیت در این شهر فعالیت میکنند.
ادامه اینگونه استفاده از منابع آب زیرزمینی شهر کابل را با بحران شدید بیآبی مواجه خواهد کرد. پیشتر، سازمان ملل متحد هشدار داده بود که اگر روند استخراج گسترده آبهای زیرزمینی ادامه داشته باشد و برای تغذیه دوباره این منابع اقدام جدی صورت نگیرد، ممکن است تا سال ۲۰۳۰ تمام منابع آب زیرزمینی کابل به پایان برسد.
دفتر هماهنگی کمکهای بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) نیز اعلام کرده بود که سطح آبهای زیرزمینی در کابل تا ۳۰ متر کاهش یافته و بخش زیادی از چاههای عمیق خشک شدهاند.
حدود دو هفته پیش، غلامالرحمان، رئیس اجرایی شرکت آبرسانی و فاضلاب شهری طالبان، در دیدار با محمدیونس آخندزاده، وزیر آب و انرژی طالبان، گفته بود که این شرکت روی پروژههای تامین آب شهر کابل کار میکند.
او گفته بود که از طرح انتقال آب رودخانه پنجشیر به شهر کابل و همچنین سدهای آبی «شاهتوت» و «شاه و عروس» برای تامین بخشی از آب مورد نیاز کابل استفاده خواهد شد.
با این حال، مشخص نیست چه زمانی از این منابع برای تامین بخشی از آب مورد نیاز کابل استفاده خواهد شد. این در حالی است که مقامهای طالبان بارها درباره تامین منابع آبی شهر کابل اطمینان دادهاند.
افغانستان با خشکسالی شدید و کاهش بارندگی مواجه بوده و این وضعیت باعث شده است که منابع آب زیرزمینی بهطور مناسب تغذیه نشوند. همزمان با ادامه استخراج آبهای زیرزمینی، سطح این منابع در کابل هر سال بیشتر افت میکند.
اینک رژیم طالبان بر افغانستان حاکم است، اما بحران کمآبی در پایتخت کشور بیش از هر زمان دیگری تشدید شده است. این در حالی است که جمعیت کابل روزبهروز افزایش پیدا میکند و ساختوسازها و همچنین مراکزی مانند استخر، حمام، سونا و دیگر کسبوکارهایی که آب زیادی مصرف میکنند، در حال گسترشاند.
از سوی دیگر، آبهای فاضلاب تصفیه نمیشوند و این وضعیت باعث شده است که بخش اعظم آب مورد نیاز کابل و ساکنانش از چاهها تامین شود، روندی که خطر کاهش بیشتر منابع آب زیرزمینی را در پی دارد.
در افغانستان بر بازگردانی آبهای فاضلاب سرمایهگذاری نشده است و این آبها بدون آنکه تصفیه و دوباره استفاده شوند، هدر میروند.
Copyright ©ariaye 2002_2026
استفاده از مطالب آريا
يی با ذکر ماخذ آزاد است