چرا با خروج امریکا افغانستان فروپاشید اما عراق ماند

افغانستان انترنیشنل : امریکا روز چهارشنبه، ۸ میزان ۱۴۰۵ به بیش از دو دهه حضور نظامی خود در عراق پایان داد. این خروج بر اساس توافقی صورت گرفت که در سال ۲۰۲۴، در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن، میان واشنگتن و بغداد شکل گرفت.

در عراق، نگرانی از خلأ امنیتی، گسترش نفوذ گروه‌های مسلح نزدیک به جمهوری اسلامی ایران و قدرت‌گیری دوباره داعش همچنان وجود دارد. با این حال، حکومت عراق پابرجا مانده و نیروهای این کشور مسئولیت تامین امنیت را بر عهده گرفته‌اند.

رویترز گزارش داده است که شماری از عراقی‌ها خروج نیروهای امریکایی را جشن گرفته‌اند، اما برخی دیگر نگران پیامدهای امنیتی آن‌اند.

خروج نیروهای امریکایی از عراق، پنج سال پس از خروج آشفته امریکا از افغانستان، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که چرا حکومت عراق دوام آورد، اما حکومت افغانستان در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، پیش از خروج آخرین سرباز امریکایی، فروپاشید.

نحوه مذاکره برای خروج، وضعیت نیروهای امنیتی، منابع مالی دولت، مشروعیت حکومت، وضعیت گروه‌های مسلح مخالف دولت و سرعت تحولات نظامی، از عواملی بودند که سرنوشت دو کشور را متفاوت کردند.

خروج امریکا از عراق همچنین به گونه مرحله‌ای و «منظم» صورت گرفت، هیچ سرباز امریکایی کشته نشد، اما در روزهای پایانی خروج از افغانستان، حمله انتحاری داعش در میدان هوایی کابل جان ۱۳ سرباز امریکایی و حدود ۱۷۰ غیرنظامی افغان را گرفت.

حکومت عراق در میز مذاکره، افغانستان در حاشیه

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌ها به نحوه تصمیم‌گیری درباره خروج برمی‌گردد. در عراق، دولت عراق طرف اصلی گفت‌وگو با امریکا بود. مذاکرات درباره پایان مأموریت ائتلاف پس از درخواست محمد شیاع السودانی، نخست‌وزیر وقت عراق آغاز شد و بیش از شش ماه ادامه یافت. دو طرف در سال ۲۰۲۴ بر سر خروج مرحله‌ای نیروهای ائتلاف و تبدیل رابطه به یک همکاری امنیتی دوجانبه به توافق رسیدند.

پیش از آن نیز پارلمان عراق در جنوری ۲۰۲۰، پس از کشته‌شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروهای قدس سپاه پاسداران و ابومهدی المهندس، از چهره‌های شبه‌نظامی تحت حمایت ایران، در حمله امریکا در بغداد، قطعنامه‌ای غیرالزام‌آور برای پایان حضور نیروهای خارجی تصویب کرده بود.

اما در افغانستان، امریکا مستقیماً با طالبان مذاکره کرد. حکومت افغانستان طرف توافق دوحه در فبروری ۲۰۲۰ نبود. گزارش سیگار می‌گوید کنار گذاشته‌شدن حکومت افغانستان از این روند، موقعیت آن را تضعیف کرد و این پیام را به طرف‌های مختلف داد که واشنگتن برای خروج با طالبان به توافق رسیده است.

تصور رهبران افغانستان درباره ماندن امریکا

یک گزارش سیگار، بازرس ویژه امریکا برای افغانستان، می‌گوید در میان مقام‌های ارشد حکومت افغانستان این تصور وجود داشت که امریکا در نهایت از افغانستان خارج نخواهد شد. سیگار به نقل از مقام‌های امریکایی و افغان می‌گوید حتی تا ماه‌های پایانی، برخی در کابل باور نداشتند واشنگتن تصمیم خروج خود را عملی خواهد کرد.

سیگار مشخصاً از اشرف غنی، رئيس‌جمهور وقت، نام می‌برد و می‌گوید توافق امریکا و طالبان این برداشت را در رئیس‌جمهور افغانستان تقویت کرده بود که خروج امریکا دست‌کم تا زمان رسیدن به یک توافق صلح میان افغان‌ها اتفاق نخواهد افتاد. در نتیجه، غنی تهدید طالبان را به اندازه کافی جدی نگرفت و بخش مهمی از توجه خود را به رقابت‌های سیاسی داخلی معطوف کرد

این تصور در حالی شکل گرفت که حکومت افغانستان سال‌ها به حضور نظامی و مالی امریکا و متحدانش وابسته بود.

در عراق، شواهد موجود بیشتر نشان‌دهنده رویکردی متفاوت است. السودانی، نخست‌وزیر کشور شخصاً آغاز مذاکرات برای پایان مأموریت ائتلاف را دنبال کرد و حکومت عراق خروج را به‌عنوان انتقال مسئولیت امنیتی و بازتعریف رابطه با امریکا مطرح کرد. در سال ۲۰۲۴، السودانی گفت داعش دیگر تهدیدی در داخل عراق نیست، موضعی که البته با ارزیابی برخی مقام‌های امریکایی تفاوت داشت.

عراق خروج امریکا را به‌عنوان یک تحول قابل پیش‌بینی دنبال می‌کرد.

وابستگی ارتش

نیروهای امنیتی افغانستان روی کاغذ نیرویی بزرگ و مجهز بودند، اما بخش‌هایی از توان عملیاتی آنها به پشتیبانی امریکا و پیمانکاران خارجی وابسته بود.

سیگار در سال ۲۰۲۱ هشدار داده بود که بدون حمایت پیمانکاران، هیچ‌یک از هواپیماهای نیروی هوایی افغانستان نمی‌توانست بیش از چند ماه توان رزمی خود را حفظ کند. این پشتیبانی شامل تعمیر و نگهداری، آموزش، قطعات و خدمات لجستیکی بود.

پس از خروج پیمانکاران امریکایی، این مشکل به‌سرعت خود را نشان داد. گزارش سیگار می‌گوید بخش بزرگی از هواپیماهای نظامی افغانستان زمین‌گیر شد و کاهش پشتیبانی هوایی و لجستیکی، توان نیروهای افغان برای ادامه جنگ را کاهش داد.

در عراق نیز نیروهای امنیتی به حمایت امریکا نیاز داشتند، اما تجربه متفاوتی داشتند. ارتش عراق پس از شکست سنگین در برابر داعش در سال ۲۰۱۴، با حمایت نیروهای بین المللی ائتلاف بازسازی شد و در عملیات زمینی علیه داعش نقش اصلی را بر عهده گرفت.

اکنون نیز پس از خروج امریکا، مسئولیت کامل امنیت عراق به نیروهای عراقی منتقل شده است. البته، واشنگتن همچنان در قالب آموزش و همکاری اطلاعاتی محدود به بغداد کمک خواهد کرد.

سرکوب داعش در عراق و پیشروی طالبان در افغانستان

در ماه‌های منتهی به سقوط حکومت افغانستان، طالبان به‌سرعت در حال گسترش قلمرو خود بود. طبق گزارش ملل متحد، نیروهای طالبان نخستین مرکز یک ولایت را در ۶ آگست ۲۰۲۱ تصرف کردند و در تنها ۱۰ روز، ۳۳ مرکز از ۳۴ مرکز ولایت را به کنترول خود درآوردند.

طالبان در آخرین هفته‌های حضور امریکا در افغانستان، روز به روز مناطق بیشتری را تصرف می‌کردند و در مقابل، انگیزه حکومت پیشین و نیروهایش برای مقابله در حال کاهش بود.

اما وضعیت عراق امروز متفاوت است.

داعش که زمانی از طرف‌های اصلی جنگ با امریکا در عراق بود، اکنون دیگر بخش‌های وسیعی از این کشور را در اختیار ندارد. براساس گزارش سازمان ملل در سال ۲۰۲۵، این گروه در عراق به ضعیف‌ترین وضعیت خود رسیده و فعالیتش به هسته‌های کوچک و متحرک محدود شده است. با این حال، داعش همچنان توان حملات چریکی را دارد و احتمال قدرت‌گیری دوباره آن نیز وجود دارد.

وابستگی مالی به کمک خارجی

افغانستان پیش از نظام جمهوریت، برای تأمین هزینه‌های دولت به‌شدت به کمک‌های خارجی وابسته بود. بانک جهانی می‌گوید کمک‌های خارجی حدود ۷۵درصد هزینه‌های عمومی افغانستان را تأمین می‌کرد. در یک گزارش دیگر، این نهاد اعلام کرده بود که از حدود ۱۱ میلیارد دالر هزینه عمومی، تنها حدود ۲.۵ میلیارد دالر از عواید داخلی دولت تأمین می‌شد.

بخش بزرگی از هزینه‌های دولت، از حقوق کارمندان گرفته تا خدمات عمومی و هزینه‌های امنیتی، بدون کمک خارجی قابل تأمین نبود.

در عراق، وضعیت متفاوت است. دولت عراق نیز مشکلات مالی جدی دارد، اما منبع اصلی درآمد آن نفت است.

بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، درآمد نفتی دولت عراق در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۳درصد تولید ناخالص داخلی بوده است و بخش عمده درآمد دولت همچنان از نفت می‌آید. رویترز نیز گزارش داده که نفت حدود ۹۰ درصد بودجه عراق را تشکیل می‌دهد.

با وجود این همه، بقای حکومت عراق به معنای پایان مشکلات این کشور نیست.رویترز همزمان با خروج نیروهای امریکایی گزارش داده است که درباره افزایش نفوذ گروه‌های نزدیک به ایران و احتمال بازگشت داعش نگرانی وجود دارد. برخی تحلیلگران نیز درباره توان نیروهای عراقی برای پر کردن کامل خلأ ناشی از خروج امریکا تردید دارند.

 

طالبان تاجیک در صفوف طالبان؛ از شریک قدرت تا سوژه طنز

اندپندنت فارسی : دانشجویان مدرسه جهادی طالبان در استان خوست در شرق افغانستان، در یک گردهمایی با حضور مقام‌های این گروه، نمایشنامه‌ای اجرا کردند که در آن با زبان طنز، تحولات اخیر بدخشان، درگیری جمعه‌خان فاتح با طالبان، جمع‌آوری و نگهداری تسلیحات سبک و سنگین در بدخشان و قدرت طالبان در سرکوب مخالفان به تصویر کشیده شد. این برنامه روز جمعه در مدرسه «منبع‌الجهاد» برگزار شد. مقام‌های طالبان، از جمله سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله (کشور) و رهبر شبکه حقانی، و مولوی عبدالکبیر، معاون پیشین نخست‌وزیر و وزیر امور مهاجرین، هر از گاهی در گردهمایی‌های این مدرسه سخنرانی می‌کنند.

در این نمایشنامه، افرادی با لباس ساکنان بومی بدخشان، در نقش طالبان تاجیک‌تبار ظاهر می‌شوند و می‌گویند تسلیحات زیادی در اختیار دارند که باید آنها را پنهان کنند. مرد دیگری که نقش جمعه‌خان فاتح را بازی می‌کند، می‌گوید به دلیل اینکه زبان پشتو را نمی‌داند، نتوانسته است در استان زابل، که بیشتر ساکنان آن پشتون‌اند، در مسند معاونت استانداری کار کند.

جمعه‌خان فاتح پس از اعتراض به برکناری‌اش از مقام فرمانداری شهرستان نسی در بدخشان، با مقام‌های طالبان در کابل درگیر شد و پس از یک درگیری چندروزه در مرداد امسال، با میانجیگری فصیح‌الدین فطرت به این گروه تسلیم شد. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفته است که فاتح محاکمه خواهد شد. از زمان انتقال فاتح به کابل در ۲۷ مرداد، اطلاعی از سرنوشت او در دست نیست.

با این حال، انتشار ویدیو نمایشنامه هواداران طالبان در خوست، که به‌طور گسترده در رسانه‌های اجتماعی بازتاب یافت، خشم شماری از طالبان تاجیک‌تبار را برانگیخت.

عبدالقدیر فطرت بدخشی، از طالبان تاجیک‌تبار که در درگیری‌های اخیر با جبهه آزادی در شهرستان زیباک نیز حضور داشت، این نمایشنامه را «تحقیر خون شهدای بدخشان» دانست و افزود که «امارت اسلامی دیگر از مجاهدین بدخشان توقع برادری یا برابری نداشته باشد.» این عضو طالبان در بدخشان در متنی که در فیسبوک منتشر کرد هشدار داد که حتی «اگر کشته یا زندانی شود»، در برابر طالبان پشتون سکوت نخواهد کرد.

همچنین احسان‌الله کامگار، سخنگوی پلیس طالبان در بدخشان، در واکنش به این نمایشنامه، طالبان پشتون را «متعصبان کوردل» خواند و گفت که با این اقدام، «بدخشانی‌ها و تاجیک‌ها» تحقیر شده‌اند.

بدخشان که از استان‌های بزرگ افغانستان با اکثریت جمعیت تاجیک است، در ۲۰ سال جنگ میان طالبان و دولت پیشین افغانستان نقشی تعیین‌کننده داشت. هرچند شمار دقیق طالبان تاجیک‌تبار در بدخشان مشخص نیست، مقام‌های این گروه، از جمله امان‌الدین منصور، استاندار هلمند، و فصیح‌الدین فطرت، معاون ستاد ارتش، بارها درباره نقش کلیدی طالبان تاجیک‌تبار در بازگشت این گروه به قدرت سخن گفته‌اند.

براساس اطلاعات یک منبع نزدیک به امان‌الدین منصور، استاندار کنونی طالبان در هلمند که پیش‌تر در مسند استانداری بدخشان، ریاست نیروی هوایی ارتش و فرماندهی پایگاه ارتش در شمال‌شرق افغانستان کار کرده است، پس از فروپاشی دولت جمهوری و بازگشت طالبان به قدرت، به رهبر این گروه اطمینان داده بود که بدخشان به طالبان تاجیک‌تبار واگذار می‌شود. این منبع گفت که رهبر طالبان تا سال ۲۰۲۲ به این تعهد پایبند ماند، اما با گسترش حملات چریکی جبهه مقاومت ملی و کشته شدن مقام‌های طالبان در حملات انفجاری داعش خراسان، طالبان تاجیک‌تبار از تمامی مسندهای کلیدی بدخشان برکنار شدند.

در پنج سال گذشته، طالبان تاجیک‌تبار در بدخشان برای حفظ حضورشان در ساختار امنیتی و سیاسی این گروه، بارها با فرماندهان پشتون‌تباری که از جنوب و شرق افغانستان به این استان اعزام شده‌اند درگیر شده‌اند. هرچند بخشی از این درگیری‌ها بر سر تصاحب معادن، قاچاق مواد مخدر و منافع اقتصادی بوده است، در شماری از موارد نیز طالبان بومی بدخشان پس از آنکه احساس کردند از ساختار قدرت کنار زده می‌شوند، با طالبان پشتون وارد درگیری شدند.

هفته گذشته، مولوی رحمت‌الله نجیب، فرماندار طالبان در شهرستان تگاب استان بدخشان که از طالبان بومی این استان است، پس از آنکه موفق نشد با استاندار این گروه ملاقات کند، از مسندش استعفا کرد. او در پیامی که در واتساپ برای دوستانش فرستاد و نسخه‌ای از آن در رسانه‌های اجتماعی بازتاب یافت، از تحقیر و بدرفتاری مقام‌های ارشد طالبان شکایت کرد.

این مقام محلی طالبان با اشاره به رفتار مقام‌های ارشد این گروه با طالبان بومی بدخشان، که سال‌ها برای بازگشت طالبان به قدرت و تحکیم حاکمیت این گروه جنگیده‌اند، گفت: «مردم بدخشان باید خون گریه کنند.»

پیش از این، شماری دیگر از فرماندهان غیرپشتون نیز علاوه بر رانده شدن از ساختار حکومتی طالبان، به اتهام همکاری با داعش و جبهه‌های مخالف این گروه مجازات شده‌اند. عبدالحمید خراسانی، از فرماندهان پنجشیری طالبان که هنگام ورود این گروه به پنجشیر، جنگ با جبهه مقاومت ملی و شناسایی و ردیابی اعضا و حامیان این جبهه به طالبان کمک زیادی کرد، از سه سال پیش تاکنون از ساختار رسمی این گروه کنار گذاشته شده است. خراسانی بارها از ساختار قومی حکومت طالبان شکایت کرده و یک بار گفته بود که به خاطر طالبان «در برابر همه قوم خود ایستادم».

پس از فروپاشی دور نخست حاکمیت طالبان و آغاز دور جدید درگیری مسلحانه این گروه با حکومت تحت حمایت ایالات متحده در افغانستان در سال ۲۰۰۴، شمار زیادی از افراد متعلق به اقوام مختلف، از جمله تاجیک‌ها، ازبک‌ها، ترکمن‌ها و بلوچ‌ها، به طالبان پیوستند. شماری دیگر نیز با پیشروی طالبان و تصرف روستاها و شهرستان‌ها در سال‌های پایانی حکومت اشرف غنی به این گروه ملحق شدند. با اینکه مقام‌های طالبان، از جمله امیرخان متقی، وزیر خارجه این گروه، در سخنرانی‌های خود تأکید کرده‌اند که نقش طالبان غیرپشتون در بازگشت این گروه به قدرت تعیین‌کننده بوده است، پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، عناصر غیرپشتون در صفوف این گروه بیش از پیش منزوی شده‌اند، تا جایی که در گردهمایی بزرگ‌ترین مدرسه جهادی طالبان در خوست، طالبان تاجیک‌تبار بدخشان به سوژه طنز تبدیل می‌شوند.

 

 

امیر پنهان قندهار؛ نگاهی به زندگی رهبر طالبان

افغانستان انترنیشنل : بررسی‌ها نشان می‌دهد که هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان کانون تصمیم‌گیری را از وزارتخانه‌های کابل به حلقه بسته وفاداران خود در قندهار منتقل کرده است. در این مطلب، به زوایای پنهان زندگی، پیشینه تحصیلی، دوران پناهندگی در پاکستان، مسیر قضایی و سیاسی و نحوه حکمرانی او پرداخته شده است.

این مطلب بر اساس منابع اطلاعاتی، اسناد آرشیوی، اسناد رسمی، گزارش‌های رسانه‌ای و تحلیل‌ها توسط پرویز ابراهیم‌خیل، پژوهشگر جمع‌آوری و منتشر شده است.

هویت و پیشینه خانوادگی رهبر طالبان

هبت‌الله آخندزاده به قبیله «نورزی» تعلق دارد و خانواده‌اش اصالتا از منطقه اسپروان در ولسوالی پنجوائی ولایت قندهار است. پدر او محمدخان آخند، از علمای دینی و امام مسجد در اسپروان بود و به آموزش علوم اسلامی اشتغال داشت.

درباره تاریخ تولد او اتفاق‌نظری وجود ندارد و منابع مختلف سال‌های متفاوتی میان ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۷ میلادی را ذکر کرده‌اند. به دلیل فقدان اسناد اولیه و شناسنامه رسمی، سن دقیق او در هاله‌ای از ابهام است. با توجه به گزارش‌ها که او را در دهه ۱۹۹۰ در سنین حدود سی‌سالگی توصیف کرده‌اند، تخمین زده می‌شود که سن او در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۵ سال برسد.

تحصیلات دینی و سال‌های جنگ شوروی

هبت‌الله آخندزاده پایه‌های نخستین علوم دینی را در زادگاهش و در مکتب پدرش فراگرفت. پس از اشغال افغانستان توسط شوروی، خانواده او به پاکستان مهاجرت کردند و هبت‌الله نیز تحصیلات خود را در مدارس دینی شهرهای کویته و کچلاک فر اگرفت. تخصص اصلی او در زمینه حدیث بود و به همین دلیل به لقب «شیخ‌الحدیث» شناخته می‌شود.

او سال‌ها در مدارس وابسته به طالبان در کچلاک تدریس کرد و شماری از قضات، علما و مقام‌های بعدی طالبان از شاگردان او بودند. نظام آموزشی او کاملا در چارچوب مکتب دیوبندی شکل گرفته و فاقد تحصیلات دانشگاهی مدرن است.

پیش از ظهور طالبان و در دوران جنگ‌های ضد شوروی در دهه ۱۹۸۰، او نیز مانند بسیاری از روحانیون آن دوران در جبهات جهاد حضور داشت. منابع مختلف درباره گروه جهادی او اختلاف نظر دارند. برخی او را از اعضای «حزب‌اسلامی خالص» تحت امر یونس خالص می‌دانند و برخی دیگر از حضور او در کنار فرماندهان محلی نورزی یا دیگر چهره‌های جهادی سخن می‌گویند.

دوران پناهندگی در پاکستان

با هجوم ارتش شوروی، خانواده هبت‌الله آخندزاده به اردوگاه پناهندگان در منطقه پیشین در نزدیکی کویته پناه بردند. این اردوگاه بزرگ که یکی از مراکز اسکان پناهجویان پشتون محسوب می‌شد، به بخش‌های مختلفی تقسیم شده بود که بخش عمده ساکنان آن را مهاجران قندهار و هلمند تشکیل می‌دادند.

این کمپ سال‌ها از حمایت‌های سازمان ملل بهره‌مند بود و به عنوان یک بستر اجتماعی و مهاجرتی، تأثیر قابل توجهی بر زندگی هزاران خانواده آواره افغان از جمله خانواده آخندزاده گذاشت.

پیوستن به طالبان، کارنامه قضایی و دهه ۱۹۹۰

با ظهور جنبش طالبان در پاییز سال ۱۹۹۴ در قندهار، هبت‌الله آخندزاده از نخستین چهره‌های بود که به صفوف این جریان نوپا پیوست. بر خلاف بسیاری از هم‌نسلان خود که مسئولیت‌های میدانی و فرماندهی نظامی را برگزیدند، او مسیر خود را در نهادهای مذهبی و قضایی تعریف کرد.

در دوران نخست طالبان (۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱)، آخندزاده مراحل را در ساختار قضایی و عقیدتی این گروه طی کرد. او نخست در ساختار نظارتی وزارت امر به معروف فعالیت کرد و پس از آن، به عنوان رئیس دادگاه‌های نظامی و سپس در مناصب کلیدی دادگاه عالی طالبان در ولایت‌های مختلف منصوب شد.

کارنامه او در این دوره با اعمال قرائت سخت‌گیرانه و بنیادگرایانه از شریعت اسلامی گره خورده است. او با صدور و اجرای احکام قاطع و سنتی، نقش محوری در نهادینه‌سازی ساختار حکمرانی و سیستم قضایی طالبان ایفا کرد و همین پیشینه، نفوذ مذهبی او را میان بدنه این گروه افزایش داد.

دوران تبعید در کچلاک و شورای کویته (۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵)

پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ در پی حمله ائتلاف بین‌المللی به رهبری ایالات متحده، هبت‌الله آخندزاده به همراه بسیاری از رهبران این گروه به پاکستان فرار کرد. او در منطقه کچلاک در حومه کویته مستقر شد و سال‌ها در مسجد حاجی عبدالصمد به تدریس حدیث و اداره مدارس دینی پرداخت.

این مسجد و محلات اطراف آن به مرور زمان به یکی از پایگاه‌های اصلی پنهانی طالبان و تجمع چهره‌های ارشد شورای کویته تبدیل شد. در طول این سال‌ها، او با احتیاط زندگی می‌کرد اما از خطرات امنیتی دور نماند.

در سال ۲۰۱۲ در همین حوزه تعلیمی هدف یک سوءقصد در یک حمله انفجاری قرار گرفت اما جان سالم به در برد. او به مرور زمان توانست به عنوان معاون اختر محمد منصور، جایگاه خود را در ساختار رهبری طالبان تثبیت کند.

رهبری طالبان و تحکیم موقعیت در قندهار (از ۲۰۱۶ تا کنون)

پس از کشته شدن اختر منصور در حمله پهپاد امریکایی در سال ۲۰۱۶، هبت‌الله اخندزاده به عنوان رهبر جدید طالبان انتخاب شد. برخلاف پیشینیان خود، او در دوران جنگ کنترول نظامی مستقیم را در میدان نبرد بر عهده نداشت بلکه بیشتر بر جنبه‌های عقیدتی، صدور فرمان‌ها و حفظ انسجام درون‌گروهی تمرکز کرد.

پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، او برخلاف سایر مقامات که در کابل مستقر شدند، قندهار را به عنوان مرکز دائمی اقامت و حکومت‌داری خود انتخاب کرد. رهبر طالبان با دور کردن کانون تصمیم‌گیری از پایتخت، ساختار سنتی قدرت را دگرگون کرد و افغانستان را از طریق صدور فرمان‌های مذهبی و سیاسی و با اتکا به یک حلقه بسیار بسته و وفادار از علمای قندهاری اداره می‌کند.

مرگ پسرش عبدالرحمن در سال ۲۰۱۷ در یک حمله انتحاری و ترور برادرش در کچلاک پاکستان در سال ۲۰۱۹ از حوادث تلخ زندگی شخصی او به شمار می‌روند که بر روحیه به‌شدت امنیتی و محافظه‌کارانه‌اش تاثیر گذاشته است.

زیرساخت‌های امنیتی و نحوه زندگی پنهان در قندهار

پرونده‌های اطلاعاتی و تحلیل‌های فضایی نشان می‌دهند که سبک زندگی هبت‌الله آخندزاده به شدت مخفیانه و توأم با تدابیر امنیتی پیچیده است. بر اساس داده‌های نقشه‌ای و گزارش‌های امنیتی، او عمدتا در محوطه‌ها و مجتمع‌های حفاظت‌شده‌ای در قندهار اقامت دارد.

مجموعه‌های نظامی-اداری مانند محوطه طارق بن زیاد و تأسیسات وابسته به آن که به قلعه و دژ اصلی تصمیم‌گیری این گروه تبدیل شده است. دسترسی به این مناطق حتی برای بسیاری از وزیران و مقامات بلندپایه طالبان نیز به شدت محدود و ممنوع است.

ارزیابی‌ها نشان می‌دهند که او از امکانات زیرزمینی، اقامتگاه‌های امن و لایه‌های حفاظتی متعدد استفاده می‌کند و ترددهای او به شدت کنترول می‌شود. او به ندرت در انظار عمومی ظاهر می‌شود و تصاویر رسمی یا ویدیوهای ضبط‌شده از او بسیار نادر است.

سفرها و سخنرانی‌ها

بررسی تحرکات هبت‌الله آخندزاده نشان می‌دهد که او برخلاف سایر مقامات ارشد طالبان که سفرهای رسمی داخلی و دیدارهای دیپلوماتیک خارجی انجام می‌دهند، عملا هیچ‌گونه سفر علنی ندارد. ترددهای او در محدوده قندهار به شدت محدود و با تدابیر شدید امنیتی انجام می‌شود.

او بر خلاف رهبران پیشین، تمایلی به سفرهای ولایتی ندارد و مدیریت امور را از دژ امن خود اعمال می‌کند. با این حال، بررسی‌ها نشان می‌دهد که او گهگاه سفرهای محدود و امنیتی نیز انجام داده است؛ از جمله سفر استثنایی او به کابل و حضور در نشست بزرگ علما بود.

رهبر طالبان حضور فیزیکی در نشست‌های عمومی ندارد و صدای او به‌جز فایل‌های صوتی معدودی که گاه از سخنرانی‌هایش در مساجد قندهار منتشر می‌شود، به ندرت شنیده می‌شود.

در سپتامبر ۲۰۲۳، او به ارزگان و نیمروز سفر کرد و پس از آن در می ۲۰۲۴ به کابل و در جولای ۲۰۲۴ به غور سفر کرد. گسترده‌ترین سفر مستند او بین اگست و سپتامبر ۲۰۲۴ انجام شد. او حدود ۱۴ روز را صرف سفر به ولایت‌های هرات، بادغیس، فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ، سمنگان، بغلان، قندوز، تخار و بدخشان کرد. در اپریل ۲۰۲۶، مقامات طالبان همچنین حضور او را در هلمند گزارش دادند.

گزارش‌شده عمومی حداقل ۱۶ ولایت در خارج از قندهار را در فاصله سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ به خود اختصاص می‌دهد. او حضور فیزیکی در نشست‌های عمومی ندارد و صدایش به‌جز فایل‌های صوتی که گاه در مساجد قندهار منتشر می‌شود، به ندرت شنیده می‌شود.

پس از تسلط طالبان در اگست ۲۰۲۱، او ماه‌ها از انظار عمومی پنهان ماند تا اینکه در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۱ نخستین سخنرانی خود را در یک مدرسه دینی در قندهار ارائه کرد که عموم مردم تنها به فایل صوتی آن دسترسی یافتند. او چندبار دیگر در قندهار و کابل بدون نشان دادن صورت خود سخنرانی کرده است.

نتیجه‌گیری

بررسی مسیر زندگی هبت‌الله آخندزاده نشان می‌دهد که تمرکز قدرت او در اداره طالبان حاصل تکیه بر ساختارهای مذهبی سنتی، پیشینه قضایی و ایجاد یک حلقه بسته سیاسی در طول دهه‌هاست.

او با سخت‌گیری در قدرت، از مدرنیته و نهادهای دولتی متعارف فاصله گرفته و افغانستان را در چرخه‌ای از انزوا، فرمان‌های مطلق مذهبی و محافظه‌کاری شدید هدایت می‌کند.

 

تنش‌ها دوباره اوج گرفت؛ درگیری تازه طالبان بر سر عواید معدن طلا در بدخشان

بامداد جمعه گذشته در شهرستان یمگان بدخشان، میان دو گروه از نیروهای طالبان بر سر عواید معدن طلای «هشنام» درگیری مسلحانه رخ داد که به زخمی‌شدن دست‌کم یک نفر انجامید؛ رویدادی که بار دیگر اختلاف‌های درون‌طالبانی بر سر کنترل معادن این ولایت را برجسته می‌کند.

به گزارش ایراف، منابع محلی در بدخشان به رسانه‌ها می‌گویند بامداد جمعه، ۱۰ مهر، در معدن طلای «هشنام» واقع در شهرستان یمگان، میان افراد وابسته به قاری وزیر ـ مسئول جمع‌آوری عواید این معدن ـ و نیروهای جوادالله صمیم، از فرماندهان نزدیک به فصیح‌الدین فطرت، رئیس ستاد ارتش طالبان، درگیری شدید رخ داده است.

به گفته این منابع، فرد زخمی‌شده از افراد جوادالله صمیم است.

ویدیویی که از این درگیری ثبت شده، صدای شلیک پیاپی گلوله‌ها را در محوطه معدن نشان می‌دهد و شدت تنش میان دو گروه را تأیید می‌کند.

پس از این حادثه، وضعیت امنیتی در منطقه به‌طور محسوسی تشدید شده و طالبان یک واحد از نیروهای واکنش را از شهر فیض‌آباد، مرکز بدخشان، برای مهار بحران به محل اعزام کرده است.

اختلاف بر سر کنترل معادن و تقسیم عواید آن در بدخشان سابقه طولانی دارد و طی ماه‌های اخیر بارها به تنش‌های مسلحانه میان طالبان و ساکنان محل و همچنین درگیری میان فرماندهان این گروه انجامیده است.

در اردیبهشت ماه، طالبان استخراج طلا در چند منطقه را متوقف کرد؛ تصمیمی که با اعتراض معدن‌کاران و مردم محل روبه‌رو شد.

در همین دوره، درگیری بر سر معدن طلای «قطقطی» در شهرستان شکی و بازداشت شماری از افراد نزدیک به فرماندهان محلی، فضای بدخشان را بیش از پیش ملتهب کرد.

پس از افزایش تنش‌ها، طالبان یک قطعه ویژه حدود هزار نفری را برای کنترل معادن و محدودکردن نفوذ فرماندهان محلی از جمله جمعه خان فاتح؛ به بدخشان اعزام کرد.

با این حال، اختلاف‌ها ادامه یافت و در مردادماه، درگیری میان نیروهای طالبان و افراد جمعه‌خان فاتح در شهرستان نسی و مناطق اطراف آن حدود یک هفته ادامه داشت؛ درگیری‌هایی که در نهایت با تسلیم‌شدن و بازداشت جمعه‌خان خاتمه یافت.

اکنون درگیری بر سر معدن طلای هشنام در شهرستان یمگان، تازه‌ترین نمونه از رقابت‌های درون‌طالبانی بر سر منابع اقتصادی بدخشان است؛ رقابت‌هایی که به‌نظر می‌رسد همچنان یکی از چالش‌های اصلی امنیتی این ولایت باقی خواهد ماند.

 

افزایش ناامنی غذایی؛ زنان افغانستان در معرض بیشترین آسیب قرار دارند

بخش زنان سازمان ملل هشدار داده است که تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، میلیون‌ها زن و دختر را در کشورهای آسیب‌پذیر از جمله افغانستان در معرض موج تازه ناامنی غذایی قرار داده و سهم آنان از این بحران به‌طور بی‌سابقه‌ای رو به افزایش است.

به گزارش ایراف، بخش زنان سازمان ملل اعلام کرده است که پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم تنش‌های اخیر در خاورمیانه، ساختار معیشتی و امنیت غذایی زنان و دختران را در کشورهای بحران‌زده به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است.

نیا‌رادزای گومبونزواندا، معاون مدیر اجرایی این بخش، در نشست خبری ژنو تأکید کرده که فشارهای اقتصادی ناشی از اختلال در مسیرهای کشتیرانی، افزایش هزینه انرژی و حمل‌ونقل و محدودیت‌های بازار کار، وضعیت زنان را در بسیاری از کشورها به مرحله هشدار رسانده است.

به گفته این مقام سازمان ملل، تشدید تنش‌ها باعث شده ۱۱.۷ میلیون زن و دختر دیگر در ۲۸ کشور در معرض ناامنی غذایی قرار گیرند؛ جمعیتی که جدا از ۲۰۸ میلیون زن و دختری است که پیش از این نیز با سوءتغذیه و کمبود شدید مواد غذایی روبه‌رو بودند.

او تأکید کرده که این روند، چهره بحران غذایی را تغییر داده و زنان اکنون بیش از هر زمان دیگر در معرض آسیب قرار دارند.

در گزارش سازمان ملل آمده است که اختلال در کشتیرانی از مسیر تنگه هرمز، زنجیره تأمین مواد غذایی را مختل کرده و هزینه‌های تولید و توزیع را بالا برده است.

این افزایش هزینه‌ها، قیمت مواد غذایی را در بازارهای منطقه به‌شدت بالا برده و توان خرید خانواده‌ها را کاهش داده است.

علاوه بر این، فشار بر عملیات بشردوستانه و کاهش جریان حواله‌های مالی، شرایط اقتصادی زنان را بیش از پیش شکننده کرده است.

سازمان ملل هشدار داده که در کشورهایی مانند افغانستان، یمن و سودان، سهم زنان و دختران از جمعیت در معرض ناامنی غذایی به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

در افغانستان ۶۰ درصد، در یمن بیش از ۵۷ درصد و در سودان نزدیک به ۵۶ درصد افراد در معرض ناامنی غذایی را زنان و دختران تشکیل می‌دهند.

گزارش همچنین به وضعیت اشتغال زنان پرداخته و اعلام کرده است که در افغانستان و یمن، حدود ۹۵ درصد زنان فاقد درآمد مستقل یا حضور رسمی در بازار کار هستند.

این وابستگی اقتصادی، توان آنان را برای مقابله با بحران غذایی کاهش داده و آنان را در برابر شوک‌های اقتصادی آسیب‌پذیرتر کرده است.

در کنار این، بیش از ۸۰ درصد زنان شاغل در افغانستان و سودان جنوبی در مشاغل غیررسمی و فاقد امنیت شغلی فعالیت می‌کنند؛ مشاغلی که در نخستین موج بحران‌ها از بین می‌روند.

در بخش دیگری از گزارش آمده است که در کشورهایی مانند عراق، لبنان، پاکستان و یمن، کمتر از یک‌پنجم زنان به حساب بانکی یا حساب پول همراه دسترسی دارند.

این محدودیت مالی، توان آنان را برای مدیریت منابع، پس‌انداز یا دریافت کمک‌های نقدی کاهش داده و عملاً آنان را از چرخه تصمیم‌گیری اقتصادی کنار گذاشته است.

سازمان ملل از جامعه جهانی خواسته است که برای جلوگیری از گسترش بحران، به‌سرعت از معیشت و امنیت غذایی زنان حمایت کند، منابع مالی را به مناطق آسیب‌پذیر اختصاص دهد و اطمینان یابد که کمک‌ها پیش از آغاز فصل‌های کشاورزی به دست زنان می‌رسد.

این نهاد تأکید کرده که بی‌توجهی به وضعیت زنان، پیامدهای گسترده‌تری برای امنیت غذایی خانواده‌ها و ثبات اجتماعی خواهد داشت.

 

 

آزادی تجمع برای «جماعت تبلیغ»، ممنوعیت راهپیمایی برای معترضان

اندپندنت فارسی : نیروهای طالبان برای تامین امنیت گردهمایی «جماعت تبلیغ» در شهرستان سیدآباد استان سرپل که بیش از هزار نفر در آن شرکت کردند،‌ اقدام کردند. در ویدیو منتشرشده از این مراسم، چند خودرو رنجر طالبان و یک خودرو حامل آب متعلق به طالبان برای استفاده شرکت‌‌کنندگان دیده می‌شود. 

«جماعت تبلیغ» جریانی مذهبی است که فعالیت اصلی آن دعوت مردم به دینداری و گسترش دین در جامعه است. این جریان به‌ طور معمول از ورود به مناقشات سیاسی پرهیز می‌کند و احتمالا همین ویژگی به اعضای آن امکان داده است که در دوران حاکمیت طالبان هم برنامه‌هایشان را برگزار کنند، زیرا در این برنامه‌ها، برخلاف تجمع‌های اعتراضی، انتقادی از سیاست‌های حکومت مطرح نمی‌شود.  

جماعت تبلیغ در پنج سال حاکمیت دوباره طالبان درباره اقدام‌هایی چون ممنوعیت تحصیل دختران، بازداشت مردم به‌ دلیل فعالیت سیاسی و زندانی‌ کردن مخالفان طالبان موضع‌‌گیری نکرده است و اعضای این جریان فعالیت خود را همچنان بر تبلیغ دینی متمرکز کرده‌اند و از پرداختن به موضوع‌های سیاسی و اجتماعی اجتناب کرده‌اند. 

جماعت تبلیغ برای برگزاری گردهمایی یادشده، از هفته گذشته در حال دعوت ساکنان استان‌های بلخ، فاریاب، جوزجان، سمنگان و سرپل بود.  

حضور نیروهای طالبان برای تامین امنیت این مراسم در حالی است که این گروه بر برگزاری تجمع‌ها و راهپیمایی‌ها در افغانستان محدودیت‌های شدیدی اعمال می‌کند. طالبان اعتراض‌های عمومی را ممنوع کرده‌اند و فعالیت‌های مذهبی نیز باید زیر نظر آن‌ها انجام شود. آنچه دامنه بیان نارضایتی عمومی را محدود می‌کند و تنها به فعالیت‌هایی فرصت می‌دهد که وارد حیطه نقد حکومت نمی‌شوند. 

از طرفی برخورد طالبان با همه جریان‌های مذهبی هم یکسان نیست. این گروه فعالیت جریان‌های سلفی و حزب‌التحریر را محدود کرده و به اعضای حزب‌التحریر اجازه برگزاری آزادانه برنامه‌ و گردهمایی‌ نداده است. البته فشار بر این جریان تنها به جلوگیری از تجمع هم محدود نمانده است و طالبان شماری از افراد متهم به عضویت یا همکاری با حزب‌التحریر را بازداشت کرده‌اند. 

در این شرایط، تامین امنیت مراسم «جماعت و تبلیغ» می‌تواند در چارچوب سیاست‌های طالبان تعبیر شود. طالبان می‌خواهند تفسیر خود از «شریعت اسلامی» و دین را در جامعه گسترش دهند. فعالیت گروهی که شمار زیادی از مردم را برای شنیدن سخنرانی‌های دینی گرد هم می‌آورد و در همان حال سیاست‌های طالبان را نقد نمی‌کند، با این هدف همسو است، به‌خصوص که خود طالبان هم هزینه برگزاری برنامه‌های آن را نمی‌پردازند.  

یکی از انتقادهایی که به شیوه فعالیت برخی اعضای «جماعت تبلیغ» وارد می‌شود، دور ماندن طولانی آنان از خانه است. برخی مردان هفته‌ها یا ماه‌ها به استان‌ها و شهرستان‌های دورتر سفر می‌کنند تا در برنامه‌های تبلیغی شرکت کنند. در خانواده‌هایی که با فقر و گرسنگی روبرو هستند، چنین غیبتی می‌تواند مسئولیت تامین معیشت و رسیدگی به امور خانه را به دوش دیگر اعضای خانواده بگذارد. 

حکومت طالبان در کنار نظارت بر تبلیغ دینی، بر گسترش مسجدها و مدارس دینی نیز تاکید دارد و بخشی از منابع عمومی را به این حوزه اختصاص داده و از طریق این نهادها در پی ترویج آموزش دینی بر اساس قرائت خود است. فعالیت «جماعت تبلیغ» در فضایی که حکومت برای تبلیغ دینی باز می‌گذارد، از این نظر با سیاست گسترده‌تر طالبان در جامعه ارتباط پیدا می‌کند.

 

 

از زندان خانگی تا خیابان؛ بازداشت و ضرب‌وشتم زنان افغان در خیابان‌ها

اندپندنت فارسی : نیروهای طالبان در شهرهای بزرگ مانند کابل، هرات و مزارشریف زنان را به اتهام رعایت نکردن حجاب موردنظرشان بازداشت می‌کنند و این روند در ماه‌های اخیر تشدید شده است.

در تازه‌ترین مورد، طالبان روز یکشنبه ۵ مهر چهار دختر را از منطقه خیرخانه شهر کابل بازداشت کردند. منابع مردمی گفته‌اند که این دختران پس از ضرب‌وشتم بازداشت شدند و مشخص نیست طالبان آن‌ها را به کجا منتقل کرده‌اند. دلیل بازداشت این دختران نیز معلوم نیست. 

در برخی موارد، زنان را نیروهایی بازداشت کرده‌اند که یونیفرم نظامی نپوشیده بودند. با گذشت بیش از پنج سال از حاکمیت مجدد طالبان، برخی نیروهای این گروه همچنان یونیفرم نمی‌پوشند. 

از برخی موارد بازداشت‌ زنان ویدیوهایی هم منتشر می‌شود. البته طالبان در صورتی که مطلع شوند مردم در حال ویدیو یا عکس گرفتن‌اند، آن‌ها را نیز بازداشت می‌کنند. 

طالبان روز سه‌شنبه ۳۱ شهریور، ده‌ها زن را در منطقه شاه دوشمشیره شهر کابل به اتهام «بی‌حجابی» بازداشت کرده بودند. همه این زنان مانتوهایی به سبک حجاب عربی پوشیده بودند و ماسک داشتند. طالبان با حضور یک مامور پلیس زن، این زنان را به سوار یک ون کردند. یکی از زنان از داخل خودرو هم ویدیو گرفته است. 

طالبان زنان را به اتهام «بی‌حجابی» بازداشت و سپس با گرفتن ضمانت کتبی از خانواده‌هایشان، آن‌ها را از زندان آزاد می‌کنند. پوشش رایج زنان در افغانستان، روسری و لباس‌های گشاد است، اما طالبان بر پوشیدن برقع تاکید دارند و از زنان می‌خواهند که چادر عربی سیاه بپوشند. 

برخی زنان نگران‌اند که طالبان با اعمال فشار تحت عنوان رعایت حجاب، آن‌ها را بیش‌ازپیش منزوی کنند. طالبان در دوران نخست حاکمیتشان، زنان و دخترانی را که از خانه‌هایشان بیرون می‌آمدند شلاق می‌زدند. این برخوردها باعث شده بود که تنها زنان مسن، آن هم به تعداد محدود، از خانه‌ خارج شوند. 

اینک زنان در افغانستان بیم دارند که آن روزها بار دیگر تکرار شوند. طالبان شمار محتسبان و همچنین خودروها و امکانات آن‌ها را افزایش داده‌اند. از سوی دیگر، نیروهای پلیس طالبان نیز در هماهنگی با این محتسبان، زنان و دختران را به اتهام رعایت نکردن حجاب موردنظر این گروه بازداشت می‌کنند. 

 

رفتارشناسی طالبان در برابر ایران و شیعیان افغانستان

ایراف : این مطلب قرار نیست یک پیام سیاسی علیه طالبان باشد. حتی می‌توان فرض کرد طالبان مستقلاً قصد قرارگرفتن در برابر ایران را ندارد و بخشی از رفتار آن محصول نیاز این حکومت به تنظیم رابطه با آمریکا است؛ اما اگر اتفاقات ۷ ماه گذشته افغانستان، از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تا امروز، کنار یکدیگر گذاشته شود، مجموعه‌ای از تحولات دیده می‌شود که حداقل باید برای تهران سؤال‌برانگیز باشد.

۱. عدم تقبیح صریح تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران در بیانیه رسمی حکومت طالبان

در نخستین واکنش‌ها، ادبیات رسمی طالبان با احتیاط تنظیم شد و سطح موضع‌گیری آن با آنچه ایران از یک همسایه در شرایط جنگ انتظار دارد، محل سؤال است. این موضوع زمانی معنادارتر می‌شود که در همان دوره، طالبان تلاش دارد مناسبات خود با آمریکا را نیز بازتنظیم کند.

۲. سکوت رهبر طالبان در قبال تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران
در حالی که مقام‌های مختلف طالبان درباره جنگ موضع گرفتند، از هبت‌الله آخوندزاده ــ که تصمیم‌گیری کلان طالبان بیش از هر زمان دیگری حول او و قندهار متمرکز شده ــ موضع علنی مستقیمی در قبال حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران دیده نشد.

۳. عدم واکنش رهبر طالبان به شهادت رهبر انقلاب
هیئت طالبان در مراسم تهران حضور یافت و مقام‌های این حکومت پیام‌هایی منتشر کردند؛ اما شخص رهبر طالبان واکنش علنی مستقیمی نسبت به شهادت‌ رهبر انقلاب اسلامی ایران نشان نداد. برای تهران، تفاوت میان موضع مقام‌های اجرایی کابل و موضع رأس قدرت در قندهار قابل چشم‌پوشی نیست.

۴. تعطیلی و مصادره حوزه و دانشگاه خاتم‌النبیین و تلویزیون تمدن
در فاصله‌ای کوتاه، حوزه علمیه و دانشگاه خاتم‌النبیین ــ از مهم‌ترین مراکز علمی و مذهبی شیعیان افغانستان ــ مسدود و مصادره شدند و تلویزیون تمدن نیز از فعالیت بازماند. فارغ از توجیهات حقوقی و اداری طالبان، نتیجه عملی آن محدودشدن دو ظرفیت مهم مذهبی و رسانه‌ای جامعه شیعه بود.

۵. بازداشت علما، استادان و چهره‌های شیعی در کابل
برخوردها در سطح ساختمان و مؤسسه باقی نماند و بازداشت‌هایی نیز در میان افراد مرتبط با این مجموعه‌ها صورت گرفت. یعنی دامنه فشار از نهادها به شبکه انسانی پیرامون آن‌ها گسترش یافت. گزارش‌های تکان‌دهنده‌ای درباره بازداشت و رفتارهای تحقیرآمیز علیه فعالان شیعه توسط وزیر عدلیه طالبان منتشر شده است. برخی از چهره‌های سرشناس، اساتید و طلاب حوزات علمیه هنوزهم در زندان‌های طالبان به سر می‌برند.

۶. بازداشت اعضای کمیسیون عالی شیعیان؛ نهادی که در چارچوب خود حاکمیت طالبان فعالیت می‌کرد
این مورد از جهت دیگری مهم است. کمیسیون عالی شیعیان نه یک گروه مسلح بود و نه یک جریان برانداز؛ در ساختار موجود و در تعامل با طالبان فعالیت می‌کرد. برخورد با اعضای آن این پرسش را ایجاد می‌کند که محدوده فعالیت مستقل شیعیان در نظم جدید افغانستان دقیقاً تا کجاست. چرا حتی ترویج همگرایی میان شیعیان و طالبان نیز تحمل نمی‌شود و نهادهای شیعی حتی اگر همسو با اهداف و سیاست‌های طالبان حرکت‌ کنند نیز محکوم به سرکوب و حذف و تعطیلی هستند؟

۷. مسدودسازی مجتمع علمی ـ فرهنگی خاتم‌الانبیا
پس از خاتم‌النبیین، یک مجموعه علمی و مذهبی شیعی دیگر نیز با برخورد طالبان مواجه شد؛ مجتمع خاتم‌الانبیا در غرب کابل. کنار هم قرارگرفتن این موارد، تلقی آنها به‌عنوان چند پرونده کاملاً منفک را دشوارتر می‌کند. آیا یک سیاست مشترک برای برچیدن مراکز شیعی و حذف کامل شیعیان از معادلات سیاسی و مناسبات اجتماعی در دستور کار قرار دارد؟

۸. تعطیلی کلینیک عام‌المنفعه فاطمه‌الزهرا
کلینیک فاطمه‌الزهرا نه حزب بود، نه رسانه و نه تشکیلات سیاسی؛ یک مرکز درمانی عام‌المنفعه بود. بسته‌شدن چنین مرکزی از این جهت برای ایران اهمیت دارد که فشار از حوزه سیاسی و مذهبی به یک زیرساخت اجتماعی مرتبط با ایران رسیده است.

۹. توقف فعالیت مرکز فرهنگی تبیان و خبرگزاری آوا
اهمیت تبیان و آوا دقیقاً در همین نکته است که آن‌ها از طالبان حمایت می‌کردند و هرگز تریبونی در خدمت ضدیت، مخالفت یا حتی انتقاد سازنده از طالبان نبودند. این مجموعه طی سال‌های اخیر در صف مبارزه مسلحانه با طالبان قرار نداشت و مسیر تعامل را دنبال می‌کرد. وقتی حتی چنین جریانی نیز با توقف فعالیت مواجه می‌شود، مسئله دیگر صرفاً نحوه برخورد طالبان با مخالفانش نیست؛ حذف هدفمند مراکز شیعی است.

۱۰. تشدید فشار و نظارت طالبان بر شبکه صرافی و انتقال پول افغانستان

در کنار اقدامات مورد اشاره‌، حوزه فعالیت‌های اقتصادی و بازار ارز نیز در امان نمانده است. شبکه صرافی و حواله افغانستان در شرایط تحریم، صرفاً یک بازار داخلی افغانستان نیست. بخشی از جریان مالی منطقه از طریق همین شبکه جابه‌جا می‌شود. تشدید نظارت طالبان بر صرافان، تأکید بر استفاده از پول افغانی و جلوگیری از خروج ارز، ولو اینکه رسماً علیه ایران وضع نشده باشد، می‌تواند در شرایط جنگ و محدودیت بانکی، مسیر انتقال پول به ایران را تنگ‌تر کند. خود طالبان پیش‌تر نیز با فرمان رسمی بر استفاده از پول افغانی و جلوگیری از قاچاق ارز تأکید کرده بود.

۱۱. واگذاری قرارداد بزرگ نفت و گاز به شرکت سعودی Delta، در مجاورت ایران
در ۷ سپتامبر، طالبان قرارداد اکتشاف و استخراج حوزه کشک–تیرپل را با Delta International عربستان امضا کرد. قرارداد در مرحله نخست ۲۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری دارد و محدوده‌ای حدود ۲۲ هزار کیلومتر مربع در هرات و بادغیس را در بر می‌گیرد. این قرارداد با حضور زلمی خلیلزاد امضا شد؛ سیاستمدار افغان‌تبار آمریکایی که مواضع ضد ایرانی دارد و برای طالبان لابی‌گری می‌کند.

برای تهران، اهمیت مسئله صرفاً «سعودی‌بودن» شرکت نیست؛ موضوع، ورود یک بازیگر جدید به یک دارایی بلندمدت انرژی در غرب افغانستان و در مجاورت جغرافیایی ایران است.

زلمی خلیل‌زاد، مذاکره‌کننده اصلی آمریکا با طالبان و معمار توافق دوحه، شخصاً در مراسم امضای قرارداد Delta حضور داشت؛ موضوعی که حتی در اطلاعیه رسمی حکومت طالبان نیز ثبت شده است. خلیل‌زاد امروز مقام رسمی دولت آمریکا نیست و نباید حضور او را اقدام رسمی واشنگتن تلقی کرد؛ اما قرارگرفتن نام او در کنار یک پروژه بزرگ انرژی در غرب افغانستان، آن هم در شرایط فعلی منطقه، برای ایران موضوعی قابل رصد است.

۱۲. تداوم کانال‌های آمریکا- طالبان با آمریکا در طول جنگ علیه ایران
خروج نظامی آمریکا به معنای قطع ارتباط با طالبان نبوده است. مسئله زندانیان، گفت‌وگوهای سیاسی، تماس‌های اقتصادی و رفت‌وآمد چهره‌هایی چون خلیل‌زاد نشان می‌دهد این کانال همچنان وجود دارد. نفس رابطه طالبان و آمریکا الزاماً علیه ایران نیست؛ اما در تحلیل رفتار طالبان در دوره جنگ، نمی‌توان این متغیر را نادیده گرفت.

این موارد لزوماً اجزای یک طرح واحد نیستند و از کنار هم قرارگرفتن آنها نیز نمی‌توان نتیجه گرفت که طالبان با دستور آمریکا علیه ایران عمل می‌کند.

اما سیاست خارجی را فقط با نیت‌ها نمی‌سنجند؛ نتیجه رفتار نیز مهم است.

در ۷ ماهی که ایران درگیر یکی از سخت‌ترین مقاطع امنیتی خود بوده، بخشی از مراکز مذهبی، رسانه‌ای، فرهنگی و اجتماعی نزدیک به ایران و جامعه شیعه در افغانستان محدود یا تعطیل شده‌اند؛ فشار و نظارت بر شبکه انتقال پول افزایش یافته؛ یک قرارداد مهم انرژی در غرب افغانستان به Delta واگذار شده؛ و کانال‌های طالبان با آمریکا نیز باز مانده است.

 

طالبان با «پول هند از بلاروس پهپاد و جنگ‌افزار می‌خرد»

افغانستان انترنیشنل : رفت‌وآمد مقام‌های طالبان به بلاروس در ماه‌های اخیر افزایش یافته است. روز دوشنبه ششم میزان، نورجلال جلالی، وزیر صحت عامه طالبان و روز سه‌شنبه هفتم میزان، نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت این گروه به مینسک رفتند.

ماه گذشته نیز عطاالله عمری، وزیر زراعت طالبان و در آغاز سال میلادی جاری احمدجان بلال، رئیس عمومی شرکت‌های امارتی، از بلاروس دیدار کردند.

همچنین، سرگئی لوکاشویچ، معاون وزیر خارجه بلاروس سال گذشته به کابل سفر کرده بود.

طالبان این سفرها را عمدتاً به منظور گسترش همکاری‌های اقتصادی و تجاری معرفی کرده است. بلاروس ماشین‌آلات زراعتی، سنگین و تجهیزات صنعتی تولید می‌کند.

گستردگی سفرهای مقام‌های طالبان به بلاروس که روابط تاریخی گسترده با افغانستان نداشته است، پرسش برانگیز است.

بلاروس در کابل سفارت فعال ندارد و امور قنسولی خود با افغانستان را از طریق سفارتش در تاشکند دنبال می‌کند. طالبان نیز در بلاروس سفارت ندارد و امور قنسولی خود را از طریق سفارت افغانستان در مسکو انجام می‌دهد.

پنج منبع ارشد، از جمله مقام‌های پیشین امنیتی، درباره این سفرها به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان از بلاروس، متحد نزدیک روسیه، جنگ‌افزار و پهپاد خریداری می‌کند. به گفته این منابع، این خریدها از طریق هند و با تأمین مالی این کشور انجام می‌شود.

جزئیات این همکاری هنوز روشن نیست و مشخص نیست هند تا چه اندازه حاضر است برای خرید تجهیزات نظامی به طالبان کمک مالی یا سیاسی کند. با این حال، طالبان در برابر برتری هوایی و قدرت آتش پاکستان، به تسلیحاتی مانند پهپاد نیاز دارد تا توان دفاعی خود را در برابر تهدیدهای نظامی گسترده‌تر پاکستان افزایش دهد.

دو منبع ارشد افغان این اطلاعات را بر اساس اطلاعات منابع هندی و همچنین فردی آشنا با بازار سیاه تسلیحات در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار داده‌اند.

بلاروس از صادرکنندگان قدیمی سلاح و تجهیزات نظامی روسی است که نیروهای ارتش پیشین افغانستان و طالبان نیز با استفاده از آن‌ها آشنایی داشته‌اند. شماری از این تجهیزات در سال‌های گذشته به مناطق جنگی رسیده و در مواردی نیز به دست گروه‌های مسلح غیردولتی افتاده است.

بنا بر اطلاعات رسیده، روابط نظامی طالبان و بلاروس پس از سفر وزیر دفاع این گروه به مسکو در ماه جوزا و دیدار او با مقام‌های ارشد روسیه گرم‌تر شد. در آن سفر، روسیه و طالبان درباره همکاری‌های نظامی گفت‌وگو کردند.

ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه برای افغانستان گفت این توافق نظامی به ترمیم تجهیزات روسی در افغانستان محدود است. او افزود که این توافق می‌تواند زمینه امضای قراردادهای تازه میان دو طرف را فراهم کند.

بلاروس از نزدیک‌ترین متحدان روسیه است و الکساندر لوکاشنکو، رهبر این کشور، روابط نزدیکی با ولادیمیر پوتین دارد. مینسک پس از حمله روسیه به اوکراین در کنار مسکو ایستاد و با تحریم‌های گسترده غرب روبه‌رو شد.

سابقه همکاری نظامی بلاروس و افغانستان

همکاری نظامی افغانستان و بلاروس سابقه دارد. یک مقام ارشد امنیتی حکومت پیشین افغانستان گفت که در دوره ریاست‌جمهوری اشرف غنی، همکاری کابل و مینسک عمدتاً بر خرید هلیکوپترهای نظامی ام‌آی-۳۵ متمرکز بود.

حکومت وقت امیدوار بود که این چرخبال‌ها به نیروهای افغان در نبرد با طالبان کمک کند. به گفته او، «برای پشتیبانی هوایی از نیروها به چنین هلیکوپترهایی نیاز داشتیم.»

او که به دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش نشود، گفت که همکاری امنیتی و نظامی مستقیم با بلاروس ممکن نبود، چون ایالات متحده نسبت به خرید جنگ‌افزار از روسیه و بلاروس حساسیت داشت. هر دو کشور روابط خوبی با واشنگتن نداشتند.

او گفت: «امریکا کمک نظامی و مالی می‌کرد، اما خودش تعیین می‌کرد که این کمک‌ها کجا و برای چه منظوری مصرف شود. امریکا قطعاً اجازه نمی‌داد که از بلاروس یا روسیه سلاح یا هلیکوپتر بخریم.»

این چهره ارشد حکومت سابق گفت حکومت پیشین به این نتیجه رسید که امضای قرارداد مستقیم ممکن نیست و از مسیر هند که متحد نزدیک کابل و روسیه بود، وارد عمل شود.

به روایت این مقام، هند با بلاروس توافق دایمی دارد و از همین مسیر برای افغانستان هلیکوپتر جنگی خرید. اسناد رسمی همان دوره نشان می‌دهد که هند چهار فروند هلیکوپتر ام‌آی-۳۵ را از بلاروس خریداری کرد و به نیروهای هوایی افغانستان سپرد. این مقام همچنین گفت که هند شماری از جنگنده‌های خود را نیز از طریق بلاروس ترمیم کرد و در اختیار افغانستان گذاشت.

خبرگزاری پژواک در ۲۱ حوت ۱۳۹۶ گزارش داد که وزارت دفاع افغانستان با کمک مالی هند، چهار هلیکوپتر جنگی ام-۳۵ از بلاروس خریداری می‌کند.

دولت وزیری، سخنگوی وقت وزارت دفاع، به پژواک گفت که قرارداد خرید این هلیکوپترها میان افغانستان و بلاروس در دهلی‌نو امضا شده و هند هزینه آن را می‌پردازد.

مقام پیشین مذکور به افغانستان اینترنشنال گفت که در حکومت پیشین روی خرید دوربین دید درشب و پهپاد از بلاروس و ترکیه نیز رایزنی شد و کارهای مقدماتی انجام گرفته بود، اما این برنامه به فرجام نرسید.

آیا طالبان همان مسیر را دنبال می‌کند؟

طالبان پس از بازگشت به قدرت، با حریفی قدرتمند چون پاکستان روبه‌روست که براساس رده‌بندی موسسه گلوبال فایرپاور در سال ۲۰۲۶، چهاردهمین قدرت نظامی جهان است. نیروها و تسلیحات طالبان توان محدودی برای مقابله با جنگنده‌های پاکستانی دارند و این گروه تلاش کرده است با خرید یا تولید پهپاد این فاصله نظامی را جبران کند.

نبود شناسایی بین‌المللی و نگرانی از پیوندهای طالبان با گروه‌های تروریستی، دسترسی این گروه به سلاح‌های پیشرفته را دشوار کرده است. فروش سلاح به طالبان همچنین می‌تواند روابط کشورهای فروشنده را با پاکستان، قدرت هسته‌ای جنوب آسیا، پرتنش کند یا واکنش امریکا را برانگیزد.

دستکم دو مقام ارشد نظامی و امنیتی سابق گفتند که بلاروس کشوری است که با پادرمیانی هند و رضایت روسیه، حاضر است برخی از تجهیزات به خصوص پهپاد را در اختیار طالبان قرار دهد.

یکی از این مقام‌های سابق بخش امنیتی گفت که طالبان اکنون می‌کوشد از همان مسیرهایی استفاده کند که حکومت پیشین برای خرید تجهیزات نظامی به کار می‌برد.

او با اتکا به منابع منطقه‌ای خود گفت که «صد درصد» مطمئن است که طالبان از بلاروس جنگ‌افزار نظامی، از جمله پهپاد خریده‌ است و این خریدها مانند گذشته از مسیر هند انجام می‌شود.

به گفته او، هند قرارداد نظامی با بلاروس دارد و مراحل اداری خرید و ترمیم جنگ‌افزار میان دو طرف از قبل نهایی شده است. بنابراین هندی‌ها هر زمان بخواهند می‌توانند خرید کنند و بحث عمدتاً بر سر قیمت است.

او تأکید کرد: «طالبان در زمینه خرید جنگ‌افزار راه جمهوریت را تعقیب می‌کند.»

یک چهره ارشد نزدیک به طالبان در کابل به افغانستان اینترنشنال گفت که توافق‌هایی میان دو طرف انجام شده و این توافق‌ها «بیشتر به اشاره و هماهنگی روسیه است».

هند تنها کشوری در منطقه و جهان است که از طالبان در برابر پاکستان حمایت می‌کند. دهلی در نشست‌های بین‌المللی برخورد نظامی پاکستان با اداره طالبان را محکوم کرده است. به جز هند هیچ کشور دیگر از اداره طالبان در برابر حملات پاکستان حمایت نکرده است.

افغانستان اینترنشنال با یک کارشناس ارشد روسی نیز گفت‌وگو کرده است. او که نخواست نامش به دلایل امنیتی ذکر شود، گفت بعید می‌داند بلاروس بدون هماهنگی با روسیه وارد همکاری نظامی مهمی با طالبان شود.

او گفت که بلاروس در حوزه سیاست خارجی و امنیتی به‌شدت به مسکو وابسته است و هرگونه همکاری حساس نظامی با طالبان احتمالاً بدون اطلاع روسیه انجام نمی‌شود.

یکی از چهره‌های مخالف طالبان به افغانستان اینترنشنال گفت که «بلاروس می‌داند که (از طریق هند) برای طالبان تجهیزات نظامی می‌فروشد. فکر کنم روس‌ها بار خود را به گردن بلاروس انداخته‌اند.»

افزایش نقش پهپاد در جنگ‌های طالبان

پهپاد در ماه‌های اخیر به یکی از ابزارهای مهم در درگیری‌های طالبان، به‌ویژه در مرز با پاکستان و در نبرد با مخالفان مسلح تبدیل شده است.

طالبان از اوایل سال روان میلادی، برای نخستین بار در سطح گسترده‌تری از پهپادهای انتحاری و کوادکوپتر در حملات فرامرزی به پاکستان استفاده کرده است، از جمله در مناطقی که ده‌ها کیلومتر در عمق خاک پاکستان قرار دارند. پاکستان این پهپادها را ابتدایی و ناموثر توصیف کرده است.

نهاد رصد درگیری‌ها «اکلد» نیز نوشته است که استفاده طالبان از پهپاد علیه اهدافی در داخل پاکستان از ماه دلو و حوت ۱۴۰۴ به بعد به یک الگو در درگیری با پاکستان تبدیل شده است.

طالبان برخی حملات پهپادی به داخل خاک پاکستان را تایید کرده، اما مسئولیت شماری دیگر را رد کرده است.

ارتش پاکستان روز چهارشنبه، دوم میزان اعلام کرد هشت پهپاد را که به گفته این کشور از افغانستان به پرواز درآمده بودند، در اطراف تورخم و کوهات سرنگون کرده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، این ادعا را رد کرد و گفت طالبان چنین حمله‌ای انجام نداده است.

اسلام‌آباد روز بعد ۱۰ موقعیت در ولایت‌های خوست، پکتیا و قندهار را هدف قرار داد و گفت این نقاط به ذخیره و پرتاب پهپاد ارتباط داشته‌اند. طالبان از کشته‌شدن غیرنظامیان در این حملات خبر دادند.

استفاده از پهپاد به مرز پاکستان محدود نمانده است. در درگیری‌های اخیر طالبان با جنگجویان جبهه آزادی در ولسوالی کامدیش نورستان نیز طالبان از پهپاد استفاده کرد.

گزینه‌های ایران و چین

در یک سال اخیر بارها این سوال مطرح بوده است که طالبان پهپادها را از کجا خریداری می‌کند؟ نام‌ کشورهای ایران، هند، روسیه، چین و اکنون بلاروس بر سر زبان‌ها بوده است.

کارشناس روسی باور دارد که طالبان علاقمند پهپاد ایرانی است. زیرا به گفته وی، «پهپادهای ایرانی در مقایسه با پهپادهای بلاروس از کیفیت و اعتبار بیشتری برخوردار است.»

اما یکی از سیاستمداران مخالف طالبان که سابقه نظامی دارد، به افغانستان اینترنشنال گفت ایران «از ترس پاکستان زیاد و علنی» نمی‌تواند پهپاد بدهد.

پهپادهای شاهد ایران پس از جنگ روسیه و اوکراین شهرت بیشتری یافتند. پس از جنگ اخیر ایران و امریکا نیز بار دیگر نام شاهد بر سر زبان‌ها افتاد. امریکا نیز مجبور شده است که پهپادها ارزانتر مانند شاهد تولید کند تا در جنگ‌ها دچار کمبود پهپادهای پیشرفته و گران‌قیمت خود نشود.

در عین حال، منبع نزدیک به طالبان گفته است که پهپادهای چینی نیز در بازار به وفور پیدا می‌شوند و «استفاده از آنها ساده‌تر و قیمت‌شان ارزان‌تر است.»

چرا بلاروس؟

هلال‌الدین هلال، معین پیشین وزارت داخله افغانستان گفت پهپادهای ساخت بلاروس در بازار بین‌المللی شهرت چندانی ندارند و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. به همین دلیل، به گفته او، طالبان در این مسیر پیش‌قدم شده‌اند.

بلاروس پهپادهای شناسایی، تهاجمی و هلیکوپتری تولید می‌کند. «بوسل ام‌۵۰» و «بورویستنیک» از مدل‌هایی‌اند که تولیدکنندگان این کشور آن‌ها را از محصولات موفق تجاری خود معرفی کرده‌اند.

هلال نیز باور دارد که هند هزینه خرید پهپاد را می‌پردازد. با این حال، هلال نقش «مافیای سلاح» را در تهیه جنگ‌افزار بلاروس برای طالبان پررنگ خواند. در این مورد، یک مقام نظامی مخالف طالبان نیز نقش مافیای سلاح را تایید کرد.

افغانستان اینترنشنال برای دریافت دیدگاه وزارت‌های خارجه هند و بلاروس و اداره طالبان در این مورد با آنها تماس گرفت، اما هیچ‌یک از این طرف‌ها به پرسش‌های افغانستان اینترنشنال پاسخ ندادند.

جنگ نیروهای مخالف طالبان با این گروه وارد مرحله تازه‌ای شده است. طالبان دیگر تنها به جنگ‌افزارهای به‌جامانده از نیروهای امریکا و ناتو اکتفا نمی‌کند و برای ادامه جنگ با مخالفان مسلح خود به تجهیزات و جنگ‌افزارهای جدید نیاز دارد.

آگاهان می‌گویند کشورهای نزدیک به طالبان، از جمله روسیه، هند و ایران، می‌توانند در تأمین بخشی از نیازهای تسلیحاتی این گروه نقش داشته باشند. به گفته آنان، افزایش استفاده طالبان از پهپاد و تلاش برای دسترسی به جنگ‌افزارهای جدید، نشانه‌ای از تلاش این گروه برای تقویت توان نظامی خود در برابر پاکستان و نیروهای مخالف در داخل افغانستان است.

اما طالبان برای دسترسی گسترده و رسمی به بازار تسلیحات، باید حکومت مشروع تشکیل دهد و روابط خود را با گروه‌های تروریستی قطع کند. شماری از کشورها، از جمله امریکا، بارها درباره دسترسی گروه‌های شبه‌نظامی و تروریستی به سلاح‌ها و تجهیزات نظامی موجود در افغانستان ابراز نگرانی کرده‌اند.

 

سه مدال و انبوهی از پرسش‌ها؛ پرونده کاروان افغانستان در ناگویا بسته شد

افغانستان انترنیشنل :  کاروان ورزشی افغانستان پس از پایان رقابت نمایندگان کشور در رشته‌های مختلف، پرونده حضورش در بیستمین دوره بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ناگویا را با کسب یک مدال نقره و دو مدال برنز بست.

کمیته ملی المپیک افغانستان اعلام کرده است که روز شنبه، سوم اکتوبر ۲۰۲۶، رقابت ورزشکاران افغانستان در تمام رشته‌های ورزشی در این دوره از بازی‌ها به پایان رسیده است. افغانستان در مجموع سه مدال به دست آورد؛ یک مدال نقره توسط فریبا هاشمی در دوچرخه‌سواری جاده و دو مدال برنز توسط محمد خالد هوتک و حامد اشرفی در ووشو.

با وجود این‌که کمیته ملی المپیک حضور ورزشکاران افغانستان در ناگویا را مثبت ارزیابی کرده است، دستاورد کاروان کشور در این دوره در مقایسه با دوره پیشین بازی‌های آسیایی پایین‌تر ارزیابی می‌شود. در کنار نتایج مسابقات، حاشیه‌های مختلفی نیز پیش و در جریان این بازی‌ها پیرامون ورزش افغانستان شکل گرفت؛ از محرومیت برخی ورزشکاران و رشته‌های ورزشی از حضور در رقابت‌ها گرفته تا موضوع شکل‌گیری یک اداره دیگر المپیک در داخل کشور، مشکلات ورزشکاران در ناگویا، نتایج ضعیف شماری از رشته‌ها و حذف بسیاری از نمایندگان افغانستان در دور نخست مسابقات.

قرار بود افغانستان با شمار بیشتری از ورزشکاران و در رشته‌های بیشتری در بازی‌های آسیایی ناگویا شرکت کند؛ اما در نهایت کاروان کشور با هفت ورزشکار زن و ۳۹ ورزشکار مرد، در مجموع با ۴۶ ورزشکار در این رقابت‌ها حضور یافت. این ورزشکاران در رشته‌های انفرادی و تیمی به نمایندگی از افغانستان به میدان رفتند.

نقره تاریخی فریبا هاشمی

بالاترین دستاورد افغانستان در این دوره را فریبا هاشمی در رقابت‌های دوچرخه‌سواری جاده زنان به دست آورد. او با کسب مدال نقره، به یکی از برجسته‌ترین چهره‌های کاروان افغانستان در ناگویا تبدیل شد و نخستین زن افغان لقب گرفت که در بازی‌های آسیایی روی سکوی دوم قرار می‌گیرد.

این مدال از این جهت نیز اهمیت ویژه دارد که ورزش زنان افغانستان در سال‌های اخیر با محدودیت‌ها و دشواری‌های گسترده روبه‌رو بوده است. موفقیت هاشمی در خارج از کشور نشان داد که شماری از ورزشکاران زن افغانستان که فرصت ادامه فعالیت حرفه‌ای خود را در خارج از کشور پیدا کرده‌اند، همچنان در سطح بین‌المللی رشد و پیشرفت می‌کنند.

حذف شماری از ورزشکاران پیش از آغاز رقابت‌ها

در جریان آماده‌سازی برای بازی‌های آسیایی ناگویا، شماری از ورزشکاران افغانستان که قرار بود در این رقابت‌ها حضور داشته باشند، از شرکت در مسابقات بازماندند. در میان آنان، نام شماری از ورزشکاران مبارزه‌های آزاد نیز دیده می‌شد.

در مورد دلایل این موضوع، بحث‌ها و دیدگاه‌های مختلفی مطرح شد و گفته شد که شاید اعتراض برخی از این ورزشکاران به بی‌توجهی مسئولان ورزش پس از درخشش آنان در بازی‌های جوانان بحرین، در این مسئله نقش داشته باشد.

نتایج ضعیف در شماری از رشته‌ها

در مجموع، بسیاری از ورزشکاران افغانستان نتوانستند در ناگویا نتیجه مورد انتظار را به دست آورند و برابر حریفان خود از دور رقابت‌ها کنار رفتند. شمار زیادی از نمایندگان کشور در همان دیدار نخست شکست خوردند و از ادامه مسابقات بازماندند.

در برخی رشته‌ها، از جمله بوکس، جوجیتسو، کریکت و… ورزشکاران افغانستان توانستند حداقل یک پیروزی به دست آورند، اما در نهایت این موفقیت‌ها به کسب مدال منجر نشد.

رشته‌هایی مانند کورش، تکواندو، کریکت و جوجیتسو که از جمله رشته‌های پر امید برای کسب مدال محسوب می‌شدند نیز نتوانستند انتظارات را برآورده کنند و نمایندگان افغانستان در برابر حریفان خود شکست خوردند.

حاشیه‌های مدیریتی و مشکلات کاروان

در کنار رقابت‌های ورزشی، حاشیه‌های مختلفی نیز پیرامون کاروان افغانستان در ناگویا وجود داشت. دو دستگی در رأس رهبری کمیته ملی المپیک و استفاده از لباس‌های رسمی و یکدست از سوی نهادهای المپیکی داخل و خارج از کشور، از جمله مسائلی بود که در جریان این بازی‌ها به چشم آمد.

در برخی موارد، ورزشکاران و اعضای کاروان مجبور بودند از دو نوع لباس استفاده کنند؛ موضوعی که بازتاب‌دهنده اختلافات موجود در ساختار مدیریتی ورزش افغانستان عنوان شد.

یکی دیگر از موارد بحث‌برانگیز، حذف محمد منیر رضایی، تنها نماینده افغانستان در رشته کاراته، بود. رضایی به دلیل نرسیدن به وزن تعیین‌شده و داشتن اضافه‌وزن از حضور در مسابقات محروم شد؛ مسئله‌ای که پرسش‌هایی را درباره آمادگی، مدیریت و حرفه‌ای‌گری در روند اعزام ورزشکاران افغانستان به رقابت‌های بین‌المللی به وجود آورد.

پرسش‌ها درباره انتخاب ورزشکاران و آمادگی کاروان

یکی از پرسش‌های جدی که از سوی علاقه‌مندان و کارشناسان ورزشی مطرح شده، چگونگی انتخاب ورزشکاران برای حضور در رویدادهای بین‌المللی است. شماری از ورزشکاران به صورت مداوم در تورنمنت‌ها و رقابت‌های مختلف حضور پیدا می‌کنند؛ اما در بسیاری از این مسابقات نتایج قابل توجهی به دست نمی‌آورند.

تکرار حضور برخی از این ورزشکاران در رویدادهای بین‌المللی، با وجود شکست‌های پی‌درپی، این پرسش را ایجاد کرده است که معیارهای انتخاب و اعزام ورزشکاران تا چه اندازه بر اساس آمادگی، نتایج قبلی و شانس رقابت آنان در سطح بین‌المللی تعیین می‌شود.

از سوی دیگر، کمبود تدارکات برای حضور ورزشکاران در بازی‌های آسیایی، نبود اردوگاه‌های تمرینی مناسب پیش از مسابقات، نداشتن رقابت‌های تدارکاتی خارجی و کمبود کادر فنی برای شماری از ورزشکاران نیز از دیگر مواردی بود که در مورد آمادگی کاروان افغانستان مطرح شد.

در مقابل، حضور شمار زیادی از افراد با عنوان اعضای هیئت در کنار کاروان نیز پرسش‌هایی را درباره نحوه مدیریت منابع و اولویت‌بندی در اعزام اعضای کاروان به وجود آورد.

فهرست ورزشکاران افغانستان در ناگویا

ورزشکاران زن:

۱. فریبا هاشمی – دوچرخه‌سواری جاده – مدال نقره
۲. فاطمه سادات صدر – تیراندازی با کمان
۳. یولدوز هاشمی – دوچرخه‌سواری جاده
۴. زهرا رضایی – دوچرخه‌سواری جاده
۵. لاله کارگر – بوکس
۶. مروه سلیم – اتلتیک
۷. مدینه شریفی – جوجیتسو

ورزشکاران مرد:

1.    حامد اشرفی – ووشو – مدال برنز
۲. محمد خالد هوتک – ووشو – مدال برنز
۳. شهزاده صافی – ووشو
۴. محمد جعفر سلطانی – ووشو
۵. درویش رسولی – کریکت
۶. عبدالله احمدزی – کریکت
۷. عصمت‌الله عالم – کریکت
۸. فریدون داوودزی – کریکت
۹. حسن عیسی‌خیل – کریکت
۱۰. کریم جنت – کریکت
۱۱. عمران میر – کریکت
۱۲. عرب‌گل مومند – کریکت
۱۳. فرمان‌الله صافی – کریکت
۱۴. فیصل شینوزاده – کریکت
۱۵. محمد اسحاق شیرزاد – کریکت
۱۶. محمد خالد تنیوال – کریکت
۱۷. نجیب‌الله زدران – کریکت
۱۸. ننگیالی خروتی – کریکت
۱۹. محمد اکرام زازی – کریکت
۲۰. علی‌اکبر امیری – تکواندو
۲۱. حکمت‌الله زین – تکواندو
۲۲. آفریدون آمو – موج‌سواری
۲۳. فهیم انوری – شنا
۲۴. محمد متین صدیق – شنا
۲۵. احمد منصور بریالی – کشتی
۲۶. سید عمر زازی – کشتی
۲۷. معراج‌الدین چکمار – کورش
۲۸. ذبیح‌الله احسانی – کورش
۲۹. رحیم‌الله نجمی – کورش
۳۰. محمد ابراهیم فروتن – بوکس
۳۱. ایمل همدم – بوکس
۳۲. سیلاب نوری – بوکس
۳۳. محمد سرور حسینی – جوجیتسو
۳۴. عبدالباسط رحیمی – جوجیتسو
۳۵. نورالله شفایی – جوجیتسو
۳۶. ویس خیراندیش – سه‌گانه
۳۷. حکمت‌الله رحمانی – جودو
۳۸. سید محمد سیدی – جودو
۳۹. محمد منیر رضایی – کاراته؛ به دلیل اضافه‌وزن از مسابقات حذف شد.

یکی از نکات مثبت حضور ورزش افغانستان در بازی‌های ناگویا، قضاوت تعدادی از داوران کشور در رشته‌هایی مثل تکواندو، کورش و وزنه‌برداری است که ورزش کشور می‌تواند به آن ببالد.

در پایان، افغانستان با یک مدال نقره و دو مدال برنز، مجموعاً سه مدال، به کار خود در بازی‌های آسیایی ناگویا پایان داد؛ مدال نقره فریبا هاشمی در دوچرخه‌سواری جاده و دو مدال برنز محمد خالد هوتک و حامد اشرفی در ووشو، دستاورد نهایی کاروان کشور در این دوره از بازی‌ها بود.

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت