
فضل الرحیم رحیمی
قندآغا و راز مزهٔ ترکاری وطن
قندآغا چند وقتی است به شهر ما آمده، اما هنوز پایش اینجاست و دلش همانجا. هر بار که اتفاقی در سرک، پارک یا مغازه میبینمش، بیمقدمه بحث را از هوا و زمین گرفته تا آسمان، سردی و گرمی، خلاصه هر چه باشد، با وطن مقایسه میکند؛ انگار وظیفهٔ رسمیاش همین است!
امروز اتفاقاً در مغازهٔ ترکها دیدمش. هنوز سلام و علیک درست و حسابی نکرده بودیم که گفت:
هی، هی برادر! بخدا ترکاری و میوهٔ وطن، مزهای دارد که در هیچ جای دنیا پیدا کرده نمیتوانی!
گفتم:
قندآغا، از نظر تو چرا ترکاری وطن ما از همه خوشمزهتر است؟
با قیافهٔ یک دانشمند که تازه فرمول اتم را کشف کرده باشد، گفت:
خوب گوش کو! در وطن ما ترکاری به قوت و زور پاروی انسانی به ثمر میرسد؛ پارویی که نصفش عرق است و نصف دیگرش کلوخ خالص! اما اینجا پاروی انسان از سر تا پا کاغذ است؛ کفتم کدام کاغذ ؟ گفت او برادر ، همی کاغذ تشناب ره میکم.
بعد با لبخند فاتحانه پرسید:
حالا خودت بگو، مزهٔ کلوخ طبیعی خوشتر است یا مزهٔ کاغذهای تشناب؟
من که دیگر جواب نداشتم، گفتم:
قندآغا، راستش تا امروز از این زاویه به زراعت نگاه نکرده بودم. بگذار چند شب روی فرمایش علمیات فکر کنم؛ اگر به نتیجه رسیدم، یک مقاله هم مینویسم!
قندآغا با رضایت سری تکان داد و گفت:
همین خوب است برادر، تحقیق کو، تحقیق!
من هم خدا حافظی کردم و رفتم، اما هنوز ماندهام که نکند راز اصلی مزهٔ ترکاری وطن، همان «کلوخ ارگانیک» باشد که قندآغا کشف کرده است!
از قلم ف.رحیمی
۲۴/۰۷/۲۰۲۶