

خالق صائم
توافقنامه طالبان و روسیه، آغاز بازی جدید مسکو در افغانستان
طالبان و روسیه اخیرا در حاشیه مجمع بینالمللی امنیت در مسکو توافقنامه همکاری های نظامیـفنی امضا کردند.
این سند در حضور ملا یعقوب، وزیر دفاع طالبان و سرگئی شویگو، رئیس شورای امنیت روسیه به امضا رسید
سفر هیئت طالبان به مسکو و امضای توافقنامه میان اینگروه و روسیه، نشانه نزدیکی بیشتر مسکو با طالبان است. خبر امضاي چنین یکتوافق، بازتاب گسترده در رسانههای غربی و آمریکایی نیز داشته است .
انچه رسانه ها و منابع وابسته به طالبان گفته اند به اساس این توافقنامه امارت طالبان از روسیه خواسته است که در بخش ارسال تجهیزات و آموزش افراد نظامی همکاری کند.
اگرچه جزئیات این سند تا هنوز به گونه رسمی منتشر نشده، اما ابهام در متن آن و مخفی کاری ها در خصوص آن، گمانهزنیها و نگرانیها را در آمریکا، اروپا و پاکستان برانگیخته است.
در پی امضای این موافقتنامه شماری از رسانههای اروپایی و اوکراینی نوشتند ( پنهان ماندن جزئیات این توافق، نگرانیهایی را درباره احتمال استفاده روسیه از جنگجویان طالبان در جنگ اوکراین برانگیخته است.)
پاکستان هم از امضای اینتوافقنامه خوش نیست عاصم منیر رئیس ستاد ارتش پاکستان با تمسخر به طالبان گفته است که آنها سال ها با روسیه به نام جهاد جنگیدند مگر در اخیر به همان کشور رجوع کردند .
سمیرا ملک سناتور پاکستانی گفته است (توافق دفاعی امضا شده میان وزیر دفاع طالبان و روسیه برای پاکستان نگرانکننده است، زیرا تمامی شرایط و جزئیات این توافق تاکنون بهصورت کامل روشن نشده است.)
وی تأکید کرده که حکومت طالبان باید در مورد این توافق توضیحات کامل ارائه کند و جامعه جهانی را از محتوا، اهداف و پیامدهای احتمالی آن آگاه سازد تا نگرانیهای موجود درباره امنیت و ثبات منطقه برطرف شود.
او افزوده است که شفافیت در هرگونه همکاری نظامی و دفاعی برای تقویت اعتماد منطقهای و تفاهم متقابل اهمیت ویژهای دارد.
نجم سیتی، سیاستمدار و تحلیلگر پاکستانی، گفته است ( برخی خوشبینیها در افغانستان درباره دریافت سیستم دفاع هوایی از روسیه واقعبینانه نیست پاکستان و همچنین چین به دلایل راهبردی و امنیتی، اجازه نخواهند داد روسیه تجهیزات پیشرفته دفاع هوایی را در اختیار افغانستان قرار دهد.)
به گفته سیتی، ملاحظات ژئوپلیتیکی و توازن قدرت در منطقه از عوامل مهمی هستند که میتوانند مانع چنین همکاریهای نظامی شوند.
اینگفته ها می رساند که درد پاکستان از امضای توافقنامه اخیر میان طالبان و روسیه بیشتر از دیگران است.
باور ها بهاین است که توافق اخیر میان روسیه و طالبان بیشتر نوعی معامله سیاسی به هدف گسترش نفوذ به شمار میرود روسیه با امضای این توافقنامه میکوشد که پا امریکا و غرب را از افغانستان و آسیای مرکزی کوتاه سازد و طالبان همدر صدد آن اند که اثر گذاری خود را در روابط منطقهای به رخ آنانی بکشند که در پی منزوی کردن بیستر اینگروه اند .
با آنکه آغاز روند عملی این توافقنامه تاکنون معلوم نیست و هیچ نه نشانهای از انتقال تسلیحات به افغانستان وجود ندارد مگر مسکو با این کار تلاش کرده که با یک تیر دو نشان زند از یک سو دست همکاری به طالبان داده و همزمان درب افغانستان را به روی غرب بسته کرده است
آنچه در اینتوافقنامه مهماست، پس منظر آن است که مایه نگرانی می باشد، امضاي توافق نامه می تواند عامل تشدید رقابت های منطقهای شود و افغانستان را وارد فصل دیگری از جنگهای نیابتی کند
عجله مسکو در به رسمیت شناختن طالبان و بعد همامضای توافقنامه همکاری های نظامی با اینگروه و واکنش رسانههای آمریکایی، غرب، اوکراین و مقامهای پاکستانی به آن نشان میدهد که افغانستان همچنان میدانگرم جنگنیابتی و رقابت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه است و میرساند که مسئله افغانستان دیگر تنها یک مسئله داخلی نیست، بل بخشی از برنامه های راهبردي کلانی است که طراحان آن در مسکو و لندن، بیجنگ و واشنگتن ... ریشه دارند به همین دلیل است که آگاهان سیاسی تاکید دارند، این توافقنامه تنها یک همکاری دوجانبه نیست بل آن را باید نشانهای از شکلگیری یک تحرک دیگر منطقهای دانست که می تواند یک وضعیت جدید امنیتی و سیاسی را در منطقه شکل دهد
روس ها از زمانتزار تا امروز در تلاش اند که افغانستان را در یکخط حایل در سرحدات شوروی سابق و حوزه منافع حیاتی شان حفظ کنند آنان در تداوم راهکار قدیم شان،سیاست تعامل محدود با طالبان را در پیش گرفتند و دارند آن را به گونهای تدریجی انکشاف میدهند، مسکو قصد دارد ارتباط خود با طالبان را گستردهتر کند و با بهرسمیت شناختن حکومت طالبان این رابطه را متحول تر کردند در حالیکه موضع رسمی روسها درخصوص افغانستان تشکیل دولتی فراگیر بود؛ اما حالا مسکو به فکر شکل گیری چنین دولت در افغانستان نیست بل بیشتر بر ایجاد امکانات براي رصد اوضاع در اینکشور تمرکز دارد چون میداند که در شرایط موجود جهانی، شعار های چون تامین حقوق بشر روز به روز رنگمی بازد و در تحولات جهانی به سرعت محو میشود
افغانستان در رقابتهای جهانی و در جنگ منافع اهمیت ویژه دارد و روسیه خوب میداند اگر کوچکترین غفلت نماید جبران آن مشکل خواهد بود.
مسکو در وضعیت کنونی که امریکا درگیر منازعاتی در شرق میانه، ایران،اوکراین،ونزوئلا،.. است و ديوانگی های ترامپ.مصروفیت و سرگردانی های آمریکا را بيشتر کردهاست، میکوشد رابطهاش را با کابل عمیق تر سازد و در کنار مقابله باحضور امریکا وغرب در افغانستان، برای حفظ نفوذ در آسیای میانه و دسترسی به اقیانوس هند راهبردی تر عمل کند.
از طرف دیگر با قدرت گیری دو باره طالبان در افغانستان، پاکستان که خود را مالک افغانستان میدانست دیگر از این شانس طلایی دور افتاده است تحولات اخیر در روابط کابل و اسلام آباد نشان داد که طالبان ديگر یک جریان وابسته به پاکستان نيست شاید افراد متمایل و یا کدام شاخه ای در درون اين گروه داشته باشند مگر در کل پاکستان دیگر طالبان را یک جریان از دست رفته میداند باآنکه در طول پنج سال گذشته تلاش کرده است که مدیریت و رهبری بر طالبان را دوباره احیا کند مگر چندان موفق نبوده است تنش میان امریکا و ايران و دیپلماسی پاکستان برای کاهش تنش میان تهران و واشنگتن که با سفر های پیهم عاصم منیر رئیس ستاد ارتش پاکستان به امریکا همراه بود، فرصت این را برای اسلام آباد مساعد ساخت که در قسمت افغانستان با دست باز عمل کند و این که پاکستان مکرر بر افغانستان تحت حاکمیت طالبان با موشک و هواپیما حمله کند بدون گرفتن چراغ سبز از امریکا امکان پذیر نبود، در این گیر و دار، پاکستان بار دیگر مرتکب یک اشتباه راهبردی شد راهکار فشار و زور بر طالبان باعت شد که گروه حاکم در افغانستان بيشتر به سمت روسیه ، چین و ايران لغزش داشته باشد و امضای توافقنامه نظامی نمونه از آن است.
با آنکه تحول اخیر براي امریکا قابل پذیرش نيست مگر مشت یست که باز هم از میدان افغانستان و با کوتاه سنجی های اسلام آباد بر دهان خورد.
اسلام اباد طالبان را حامی تحريک طالبان پاکستان ميداند، در حالی که پروژه طالبان پاکستاني یک برنامه فراتر از توان طالبان افغان است. از طرف دیگر تنشهای فزاینده میان طالبان و پاکستان، به نوبه خودفراتر از یک منازعه مرزی یا اختلاف بر سر تحریک طالبان پاکستان (TTP) است این پروژه های اند که برای کشاندن کشور ها به حنگهای نیابتی در میدان افغانستان طراحی شده اند، تنش ها مرزی میان دو کشور افغانستان و پاکستان نشانه شکلگیری آرایش جدید قدرت در منطقه است.
روس ها تلاش دارند که در قالب همکاری با طالبان،آمریکا وغرب را برای همیشه از جنوب آسیا دور زنند، چین و ایران نیز از شکلگیری یک ساختار امنیتی جدید در منطقه که طالبان بخشی از آن باشند، حمایت میکنند و با طالبان، سیاست تعامل عملگرایانه را در پیش گرفته اند، در حالي که اسلام آباد میکوشد در هماهنگی و خدمت گذاری به امریکا و غرب نفوذ از دست رفته در افغانستان را دو باره احيا کند، در آنطرف دهلی به نوبه خود اجازه چنین ماجراجویی ها را به اسلام آباد نمی دهد
تداوم تنش ها میان قدرتها و قدرتک ها در میدان افغانستان، این کشور را بار دیگر به میدان کشمکشها و کانون تازهای از رقابت مبدل کرده است
در حالیکه برای افغانستان در شرایط ناهنجار کنونی مهمترین اصل، گسترش روابط نزدیک با کشورهای همسایه و منطقه، پیشبرد سیاست اقتصادی و پرهیز از رقابتهای ژئوپولیتیکی است امر که طالبان از آن چندانآگاه نيستند و نا آگاهانه چون یک شرکت امنیتی در خدمت منافع بيگانگان اند و مردم افغانستان را قرباني لجاجت های خود کرده اند.
عبدالخالق صائم
جون ۲۰۲۶