م. نبی هیکل

 

 

پلاتفرم جبهه(رهایی و همبستگی مردم افغانستان!؟)

 

  تولد جبهه  را  با شنیدن اعلام تولد آن بصورت غیر متداول و غیر  سنتی در یک مقاله قبلی[1] استقبال کردم، زیرا   شیوه اندیشه و برخورد متداول را  دهه های متمادی تجربه کرده ایم  و زمان آن است تا وارد عرصه تفکر انتقادی گردیم.   نخست میخواهم  شیوه اندیشه و تفکر متداول / مروج یعنی  سنتی را  تعریف نماییم. این همان شیوه ای است که ما  انسانها و روشنفکران چه روغنفکر و  خیره فکر  اغلب به آن شیوه میاندیشیم و عمل مینماییم. این شیوه را  از مشخصات آن میتوان شناخت. مشخصات  معرفی کننده  آن شیوه عبارت اند از:

۱.تفکر بر اساس سیستم ۱ [2]

۲.  تفکر بر اساس  سیستم  ذاتی

۳.عقلانی سازی تعصب و تبعیض در اشکال مختلف

۴. تفکر گروپی

۵.غیابت تفکر انتقادی

بصورت خلاصه  شیوه اندیشه معمول و سنتی ما، هر آنچه را  به من و ما تعلق دارد  ارجح میداند بر  آنچه به او و دیگران  تعلق دارد= ذهنیت ما و دیگران.

 منشاء همه ی این مشخصات که با تفصیل بیشتر  نامیده شدند اتکابر  کار کرد  سیستم ذاتی است که  تعصب  محصول  کارکرد آن است.  برای اینکه افراد و حیوانات  زنده بمانند و رشد نمایند باید به خود اولویت دهند و از خودی ها حمایت کنند. این سیستم قابلیت انکشاف را دارا است و میتواند مانند  سیسم عملیاتی  کمپیوتر و موبایل  به اصطلاح (آپدیت) گردد.  سیستم ذاتی  هر موجود حیه نیز  قابلیت آپدیت را دارد. این  سافتها عبارت اند از   معلومات و تجارب  انسان ها به اشکال مختلف  مسلک ها و ر شته ها و. . .

 ما کمتر توانستیه ایم  سافت - ویر های خود ر ا  مورد ارزیابی نقادانه قرار دهیم. تعدادی  توانسته اند معلومات دینی و ایدیولوژیک خود را  و تعدادی  توانسته اند  معلومات قومی و لسانی خود را آپدیت نمایند، اما  سیستم ذاتی را بر  بناها ذاتی آن  انکشاف داده اند. تنها یک عنصر کلیدی  را برخی  گاهی و برخ دیگر  بیشتر انجام داده اند. این عنصر نقد  سیستم باورهای خودی است نه بر اساس معیارهای   آن  سیستم بلکه بر اساسا معیارهای   قابل اعتبار.  تاکنون  دو معیار  انتالوژیک و منافع فردی/ گروپی معیار  قر ار  پنداشته شده اند. معیارهای  قابل اعتبار  تا آنجایی که میدانم همان معیارهایی اند که:

۱.مانند  قانون تابع زمان و مکان نیستند.

۲. منبع آن معیار معتبر ترین منابع باشد.

۳. زمان درستی آن را  ثابت کرده است.

به گونه مثال: انسانها باهم برابر اند، انسان میرنده است.

 این مقدمه برای ارزیابی  گذرای  پلتفرم جبهه[3] ضروری  بود. در مقاله قبلی به تخییلگرایی و آرمانگرایی روشنفکر انه  آشاره کردم، آن را در پلتفرم جبهه  به شکلی که منتشر شده است بازمیابیم.پلاتفرم، پارادایم اعتقادی گروپ -یعنی موضعگری آن  را معرفی مینماید.

 در حقیقت مشکل برنامه ها مشکل انطباقی آنها است بدین معنا که برنامه ها  اظهارات نورماتیف اند و باید بصورت انطباقی تعریف گر دند که به آن  اوپراشنالایزین[4] گویند. چند مورد را به حیث (مشت نمونه خروار)  یاددهانی مینمایم. منظورم جلب توجه رهبران جبهه و امتحان تفکر انتقادی  در آن جبهه نوزاد است. به  نقد  نخستی هنوز واکنشی صورت نگرفته است.

به  عبارات نشانی شده در نقل آتی توجه کنید:

افغانستان در وضعیت کنونی با حاکمیت تک‌صدایی، انزوای بین‌المللی، بحران اقتصادی، محدودیت گسترده حقوق شهروندی، به‌ویژه حقوق زنان، و فقدان یک ساختار سیاسی فراگیر روبه‌رو است؛ این شرایط نه‌ تنها ثبات پایدار ایجاد نکرده، بلکه شکاف دولت–ملت را ژرف‌تر ساخته است. راه گذار از این بن‌بست می‌تواند از طریق شکل‌گیری و تقویت یک جبهه مردمی فراگیر متشکل از نیروهای سیاسی، مدنی، قومی، فکری و عقيدتی متعهد به استقلال، عدالت و حقوق برابر شهروندی دنبال شود؛ . . .

هر ساختار سیاسی فراگیر است وقتی حاکمیت را در  سرتاسر   ساحه ارضی تامین بتواند. یک حکوما جلای وطن یک ساختار فراگیر نیست. جامعه خود  ساختار فراگیر  دارد که در آن افراد،خانواده ها  مجتمعات و خورد و بزرگ اختصاصی وجود دارند.

 

 

دولت -ملت معادل ناجور   (نیشن استیت) است که معادل درست آن  دولت ملی است.

Source: Andrew Heywood (2004). Political Theory, An Introduction. Third edition. New York: Palgrave MacMillan.

 

پلتفرم جبهه وظایف!؟ آن را در  سه مرحله  سنتی کوتاه مدت، میان مدت و  درازمدت  فهرست نموده بدون  اینکه  چهارچوب مدت را تعیین کرده باشد. به عبارت دیگر  مدتی که نه  آغاز دارد نه انجام اما به  سه  مرحله تقسیم گر دیده است. درحالیکه  با درنظر داشت  شرایطی که پلاتفرم آن را توصیف کرده است اولویتهای کاری باید تعیین گر دند.

این پرسش اکنون پیشآید که اولویتهای  به اصطلاح  یکی از برگترین جبه های ملی کشور  و فراقومی که در آن ۲۵۰   شخصیت نامدار و معتبر و  ۳۲  سازمان عضویت دارد چه میتواند باشد؟ کار مردمی یا  کار سیاسی برای (خود فربهی)؟

مولفان  متون با تعویض  نامهای کلیشه ای (مرام نامه) و  (اساس نامه)  آنها را  به ترتیب تذکر (پلتفرم) و  (آیین نامه) نامیده است.هرچند دهخدا  آییننامه را  نظامنامه معنی کرده است در اکثر موارد به معنای رسم و شیوه کار آمده است.  نظامنامه نیز به معنای  نظم نامه است که معنای  قانون را دارد و معنای  ( ساختار تشکیلاتی /  سازمان ر ا افاده نمیکند. من فکر میکنم( آیین نامه)  به  اساسنامه  قرابت کمتر و با پلاتفرم قرابت بیشتر  داشته باشد.

کسب حمایت و اعتماد سیاسی مردم از چه اهمیت  و اولویت برخوردار است؟کار مردمی را در این برنامه  سه مرحله ای در کجا میتوان  یافت:

۱-برنامه های کوتاه مدت

-سازماندهی و هماهنگ‌سازی نیروها و جریان‌های همسو و آزادی‌خواه،

- آگاهی دهی سیاسی و بسیج مردمی،

. جلب حمایت سیاسی و حقوقی در سطح منطقه و جهان

 ۲ :-برنامه  های میان مدت

. فراهم سازی زمینه گفتگوی ملی و فراگیر،

. طرح بدیل سیاسی برای اداره کشور،

. دفاع از حقوق بشر ، به ویژه حقوق زنان و همه شهروندان افغانستان،

. آمادگی برای انتقال قدرت مشروع.

۳-برنامه های دراز مدت:

. باز سازی نهاد های دولتی،

. توسعه متوازن اقتصادی و اجتماعی،

. تامین صلح پایدار وثبات سیاسی،

موضوع دیگر  قابل توجه:

. ادغام افغانستان در جامعه جهانی به عنوان کشور مسؤل

ادغام  انحلال دو  سازمان در همدیگر  است نه مرتبط  ساختن آنها. ادغام اسیمیلیشن است و  با اینتیگریشن فرق دارد.

با اطمنان میتوان گفت که  کار خانگی اساسی رهبران جبهه هنوز  تکمیل نشده است. زیرا:

۱.یک اقلیت ۲۵۰ نفری  بدون شک اگر از یک جمعیت ملیونی نمایندگی بتواند، خصلت دموکراتیک نداردِ زیرا آنها دیگاه و درک خود ر ا دارند و هنوز از دیدگاه  آنانی بیخبر اند که ادعای نمایندگی دارند. رهبری و  اعضای جبهه حتی از   چند ملیون افغان در خارج نیز نمیتواند نمایندگی نماید  و حتی سعی تماس و نظرخواهی با آنان را  نکرده اند.

۲.مفاهیم بیانگر موضعگیریها اند.در تیوری میتوان از  زیگزاگهای عملی  با سهولت  گذشت ، اما آیا د ر عمل راه عدم وابستگی را  در دنیای (وابستگی متقابل) میتوان دنبال کرد؟ مشکل  انتالوژیک و ایپیستیمولوژیک را  نباید  ساده انگاشت.

 

پایان

 ۰۶/۰۶/۲۰۲۶

 

 

 

 


 

[1]https://www.ariaye.com/dari23/siasi/haikal5.html

[2]Thinking, fast and slow, (n.d.). Daniel Kahnemann. New York. E-book.

[3]https://www.ariaye.com/dari23/siasi/erfan5.html

[4]operationalization

 

 

مطالب مرتبط : بیشتر بخوانید

 

 


بالا
 
بازگشت